Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!
ثبت نام در طرح درمانی جامع مشاوره
مازوخیسم جنسی

رزرو وقت مشاوره حضوری

مازوخیسم جنسی یا فانتزی تلخ بشریت چگونه باید درمان شود؟

اختلال شخصیت مرزی و مازوخیسم جنسی می‌توانند رابطه‌ی نسبتا پیچیده‌ای باهم داشته باشند که این اختلالات اغلب از قربانی شدن‌های جنسی نشات می‌گیرد. ریشه‌های اختلال شخصیت مرزی اغلب اوقات به آسیب‌های زودهنگامی مرتبط است که ممکن است موجب شکل‌گیری مازوخیسم جنسی شوند. با درمان اختلال شخصیت مرزی خود با استفاده از درمان‌های متداول تروما، قادر خواهید بود که خواسته‌ها و رفتارهای خود را بهتر درک کنید و چگونگی تجربه‌ی یک رابطه‌ی جنسی مثبت را کشف خواهید کرد.

هنگامی که “پنجاه سایه‌ی خاکستری” برای اولین بار در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. سخنان گسترده‌ای در رابطه با مازوخیسم جنسی با مخاطبان خود به اشتراک گذاشت، مخاطبانی که تا به آن روز به این شکل به این موضوع نیندیشیده بودند. آیا مازوخیسم فقط یک فانتزی برای قربانی کردن است؟ یا یک ابراز میل جنسی سالم است؟

اختلال شخصیت مرزی و مازوخیسم جنسی

ارتباط بین اختلال شخصیت مرزی و اختلالات مرزی قدری پیچیده است. تکانشگری جنسی و بی بند و باری می‌تواند عامل مهمی در تشخیص اختلال شخصیت مرزی باشد، موضوعی که اختلاف نظرهایی هم به همراه داشته است چرا که این موضوع در زنان و مردان متفاوت است. ممکن است آنچه از دید زنان بی‌بندوباری نامیده می‌شود، از دید مردان موضوع پیش پا افتاده‌ای باشد. اما بخش مهم پازل اینجاست که به سادگی نمی‌تواند رفتار جنسی را خودآزاری و خواهان تحقیر نامید، چرا که این رفتار به طور بالقوه خودخواهانه است. در واقع این بخش پیوند میان اختلال شخصیت مرزی و مازوخیسم جنسی است.

مازوخیسم جنسی در طولانی مدت در افرادی که دچار اختلال شخصیت مرزی بوده‌اند دیده شده است. با این حال، در آپریل سال ۲۰۱۷، رابطه‌ی بین این دو اختلال فراتر از حرف رفته و وارد قلمرو شواهد تجربی شد. مطابق مقاله‌ی منتشر شده در آرشیو رفتار جنسی، محققان دریافتند که:

اختلال مازوخیسم جنسی در زنانی که دچار اختلال شخصیت مرزی هستند، ده برابر بیشتر از زنانی است که دچار اختلالات دیگر هستند.

علاوه بر این، آن دسته از زنانی که به عنوان مازوخیست شناسایی شده‌اند، بیشتر سوء استفاده‌ی جنسی از کودکان، خصومت بیشتر، از بین بردن دلبستگی، حساسیت بیش از حد و اغلب فانتزی‌های کنجکاوانه و غیرشخصی جنسی بیشتری را نسبت به آن دسته از زنانی که صرفا مبتلا به اختلال شخصیت مرزی هستند، گزارش داده‌اند. یافته‌‌ها نشان داده‌اند که زنان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در معرض خطر قابل ملاحظه‌ای برای شرکت در فعالیت‌های جنسی پرخطر  قرار دارند که ممکن است درد و رنج آنها افزایش داده و منجر به آسیب‌های جدی عاطفی و جسمی در آن‌ها شود.

ریشه‌یابی اختلال شخصیت مرزی

پس چه ارتباطی بین اختلال شخصیت مرزی و مازوخیسم جنسی وجود دارد؟ پاسخ به این سوال قدری پیچیده بوده و کاملا قابل درک نیست. با این حال محققان معتقدند که سوء استفاده‌ی جنسی نقش مهمی در این اختلالات ایفا می‌کند. در واقع ارتباط بین اختلال شخصیت مرزی و آسیب جنسی غیرقابل انکار است.

برخی تحقیقات نشان داده‌اند که حدود ۵۰% از افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی دچار انواع سوء استفاده‌های جنسی در دوران کودکی خود شده‌اند. برخی تحقیقات نیز این رقم را بالای ۷۵% تخمین می‌زند.

یکی از فیلم‌هایی که می‌تواند تا حدودی به درک این مشکل به شما کمک کند فیلم روش خطرناک (۲۰۱۱) است. که تا حدودی به درمان اختلالات جنسی و ریشه یابی آن‌ها توسط یونگ و فروید اشاره دارد.

مازوخیسم جنسی
مازوخیسم جنسی و ریشه یابی آن در فیلم روش خطرناک (2011)

گرچه علل دقیق اختلال شخصیت مرزی مبهم باقی مانده‌اند، اما اعتقاد بر این است که این وضعیت اغلب به عنوان یک روش نامناسب برای مقابله با ناراحتی‌های شدید ناشی از اتفاقات ناگوار به وجود می‌آید. همانطور که بکی اوبرگ می‌نویسد: ” اختلال شخصیت مرزی یک واکنش طبیعی به آسیب‌های غیرطبیعی است.” به همین ترتیب مازوخیسم جنسی اغلب هسته‌ی خود اختلال شخصیت جنسی است. ترس از رها شدن، احساس شکستی عزت نفس، روابط ناپایدار و سیستم عاطفی ضعیف، همه از این اتفاق غیر طبیعی نشات می‌گیرند که از رشد روانی سالم جلوگیری خواهند کرد. احساسات غیرقابل پیش‌بینی، تکانشگری و خودآزاری اغلب در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی وجود دارد، که می‌توان آن‌ها را به عنوان راه‌های طبیعی و منطقی برای مقابله با چنین آسیب‌هایی درک کرد.

شکل‌گیری و روند رشد مازوخیسم جنسی

خودآزاری ممکن است معانی متفاوتی داشته باشد و ممکن است در قالب‌های مختلفی چون بریدن، سوزاندن و یا ضربه زدن به خود، بروز کند. در برخی موارد نیز این خودآزاری به شکل مازوخیسم جنسی ظهور می‌کند. درست همچون دیگر تمرین‌های خودآزاری، درد فیزیکی در طول فعالیت جنسی می‌تواند اندورفین آزاد کند، که می‌تواند احساس آرامش در فرد به وجود آورد. در این مورد، مازوخیسم مکانیزم دفاعی قدرتمندی برای دیگر ناراحتی‌های غیرقابل تحمل، فراهم می‌کند.

اما مازوخیسم جنسی تنها تجربیات شیمیایی بدن نیست. بلکه در حین این تجربه‌های جنسی مازوخیسم، شما حس می‌کنید که اکنون برخلاف گذشته، کنترل همه چیز را در دست دارید و حس بازسازی به شما دست می‌دهد، تا خاطرات ناگوار گذشته را فراموش کنید. اما باید گفت این یک روش ناکارآمد است، زیرا در این صورت شما نه تنها آسیب‌ گذشته‌ی خود را درمان نمی‌کنید بلکه آسیب دیگری نیز به روان خود وارد می‌کنید.

از طرف دیگر، ذهنیتی که از این طریق از رابطه‌ی جنسی به دست می‌آورید در کلماتی چون خشونت و قربانی شدن خود را نشان می‌دهد و این باعث می‌شود که نتوانید یک رابطه‌ی لذت بخش و سالم جنسی داشته باشید.

چگونه اختلال شخصیت مرزی را درمان کنیم؟

درمان‌های اختلال شخصیت مرزی به شما این امکان را خواهد داد تا به ریشه‌های اختلال خود در گذشته دست یابید. با ترکیب درمان رفتاری دیالکتیکی، درمان رفتاری شناختی و درمان روان پویشی با درمان‌های آسیب محور قادر خواهید بود ریشه‌های اختلال شخصیت مرزی و مازوخیسم جنسی را دریافته و مهارت‌های لازم برای مقابله با این آسیب ها را به روش‌های سالم و مثبت به دست آورید.

علاقه به مازوخیسم جنسی چیزی نیست که از آن خجالت بکشید. تجربه‌های جنسی‌ای که انسان‌ها دارند بی‌نهایت متنوع و گسترده است. اما اگر از اختلال شخصیت مرزی و یا مازوخیسم جنسی رنج می‌برید. بهتر است طی درمان‌های مناسب اختلال خود را ریشه یابی کنید. یافتن این ریشه ممکن است برای شما دردناک و آزاردهنده باشد اما اگر در مسیر درست درمان قرار گیرید خواهید توانست که با آسیب خود به درستی مقابله کنید و آینده‌ای سالم‌تر و لذت بخش‌تر داشته باشید.

یه خبر خوب

فول فکر امکان استفاده از مشاوره روانشناسی بصورت آنلاین و با استفاده از روانشناسان باتجربه فراهم کرده. شما می توانید از طریق گفتگوی متنی و صوتی با مشاوران ارتباط برقرار نمایید.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

مشاوره روانشناسی

دوست داشتم: 165
دوست نداشتم: 112
میانگین امتیازات: 1.47

21 دیدگاه در “مازوخیسم جنسی یا فانتزی تلخ بشریت چگونه باید درمان شود؟

عمل مازوخیسم به همراه ذلت و خواری نفس است که در قرآن و روایات اسلامی مورد نهی واقع شده است. قرآن، خداوند و پیامبر و مومنین را صاحب عزت می داند. (منافقون، 8)

شعار امام حسین (علیه السلام)، “هیهات من الذله” بود. برخی از روایات در این مورد عبارتند از: قال الامام العسكري (ع): «مَا أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَكُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ». امام حسن عسكري (ع) فرمودند: «چه زشت است براي مؤمن به چيزي دلبستگي پيدا كند كه مايۀ خواري اوست».

در حدیثی امام صادق (ع) می فرماید: ( ان الله تبارک و تعالی فوض الی المومن کل شئ الا اذلال نفسه ) خداوند متعال همه امور را به بنده مومن خود تفویض فرمود مگر خواری و ذلت نفس خود را. و نیز در حدیث دیگری می فرماید: ( لا ینبغی للمومن ان یذل نفسه ) شایسته نیست مومن خود را ذلیل کند. اهل بیت (ع) همواره ما را به حفظ کرامت و عزت نفس انسانی مان سفارش می کنند و از هر آنچه که با آن در تعارض است و منافی آن است هر چند که بنظر خوشایند یا مطابق میل و خواست نفس باشد برحذر می کنند. امیر مومنان (ع) می فرماید: ( اکرم نفسک عن کل دنیة و ان ساقتک الی رغبة، فانک لن تعتاض بما تبذل من نفسک عوضا، و لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا ) از هر امر پست نفس خود را باز دار هرچند میل نفسانی به آن داشته باشی، زیرا آنچه که از نفس خود در برابر آن هزینه کنی قابل جبران نیست و بنده دیگران نباش در حالی که خداوند تو را آزاده قرار داد.

سلام، چقدر به آیات و احادیثی که اشاره داشتید نیاز داشتم که آروم بشم.
متاسفانه از کودکی دچارش هستم. هنوز مجردم و خیلی از آینده میترسم…
خدایا به همه ی ما ذهن پاک عطا کن و قلبمون رو از محبت و آرامش خودت لبریز کن

سلام من از کودکی این افکارو داشتم و تا الان که ۲۲ سالمه نتونستم از یادم ببرم
تا اونجایی که میدونم توی بچگی مورد سواستفاده ی جنسی واقع نشدم اما خودم به خودم آسیب رسوندم و بهم لذت دست میداد
درمانش چیه؟چجوری باید مثل آدمای واقعی فکر کنیم و این فکرا به ذهنمون نیاد؟
بخدا خسته شدم

سلام
دوستی دارم که بشدت علاقمند به خودآزاری است. او ازاینکه به او مازوخیسم میگن احساس غرور میکنه. ولی تاجاییکه متوجه شدم درزندگی اصلا احساس لذتی نداره. تحت درمان است. ولی بنظرم بهترین درمانگر خود انسان است. باتغییر نگرش به زندگی ومطالعه وتحقیق…. ازامروز برنامه جدید وپلن جدیدی برای خود تعریف کنید. وبعنوان یک پروژه برروی آن کار کنید. قطعا آدمی دیگر خواهید شد

سلام، ظاهرا علاج دو مرحله دارد:
1.مرحله تدافعی: بدانید که این حالت یک نوع مریضی روح است (منظور از مریضی یعنی انحراف از حالت فطری و خلقت اولیه انسان در اثر عوامل محیطی و اجتماعی در کودکی)، بنابراین همانطوریکه مریضهای جسمی پرهیزهای خاص غذایی و … را باید داشته باشند، هر چند که از آن غذا یا کار مضر، به شدت خوششان بیاید (برخی اوقات این پرهیزها تا آخر عمر مریض از طرف پزشک متخصص تجویز میشود) شما هم باید از چند چیز به شدت پرهیز و اجتناب داشته باشید و آن را مانند مار سمی برای خود بدانید که دائما به دنبال نیش زدن به شماست:
1. فکر کردن به موضوعاتی که موجب تهییج شما میشود.
2. مشاهده کردن صحنه های تحریک کننده در فضای حقیقی و مجازی
اگر از این دو دائما در حال فرار باشید (البته اولش شاید کمی مشکل باشد ولی بعدا عادی و راحت میشود) می توانید به مرحله بعد وارد شوید.
2. مرحله تهاجمی: این مرحله با هیپنوتیزم انجام میشود که یا باید به روانشناسی که متبحر در این امر باشد مراجعه کنید و یا با خودهیپنوتیزمی و القاء مفاهیم و باورهایی که منجر به کرامت نفس و عزیز دانستن نفس میشود، معالجه کنید.
بنابراین مانند بیماریهای جسمی که دو مرحله پرهیز و استفاده از دارو را دارند، بیماریهای روحی نیز برای معالجه به این دو مرحله نیاز دارند.
موفق و سربلند باشید.

جامعه فعلی ایران پتانسیل پرورش میلیون ها مازوخیست رو داره ، که من بهش میگم ارتش شیطان البته خودمم مبتلام . ما گرفتار نفس خودمون شدیم تقصیری هم نداریم . در کودکی نه تنها مورد محبت و توجه قرار نگرفتیم بلکه دائما در معرض پرخاش و تمسخر و کم لطفی و دشمنی قرار گرفتیم و این در وجود ما نهادینه شده و خودمون رو مقصر میدونیم و با انتقام از خودمون آروم میشیم . کمبود محبت بچه هاتو جبران کنین و اونها رو به جمع کسانی که بهش متلک میگن یا تحقیر می کنند نبرین ، این حس مازوخیسمی آینده فرزندتون رو تحت تاثیر قرار میده ، کشس قویی داره که میتونه روی کسب نمرات و درجات علمی هم تاثیر بذاره ، آدم از خودباوری دورتر میشه ، روز ب روز .

من این عمل را از بچگی انجام میدادم و الان هم شدید تر شده باید دقیقا چی کار کنم؟

سلام بنده خود بیمار روانی، و در حال حاضر روانشناس و مربی ورزش رزمی هستم
همه دچار نوعی روان پریشی هستند
ولی چقدر خوبه ، خودتان به این مرحله رسیدید که شما دچار نوعی اختلال هستید
آنهایی که قبول نمیکنند و به همون حالت ادامه میدهند در آینده خیلی از زندگی جا میمونن

ابتدا انتخاب روانشناس بسیار مهم است خیلی از روانشناس ها شما را بدتر ،و به متخصص های اعصاب و روان و بدتر اینکه آنها هم شما را معتاد دارو ، و بدتر اینکه بعداز مدتی داروها تاثیر ندارند

ابتدا خودتان را پیدا کنید از فکر کردن بع عواملی که شما را وسوسه میکند دوری کنید، حتما با ورزش و هدف گذری روی خودتان شروع کنید و آن دسته که مشروب میخورند سعی کنند پرهیز در صورت خوردن کم ، تا میتوانید مطالعه کنید
با مطالعه و آموزش خودتان پیدا میکنید که باید چکار کنید

از دیدن و خواندن موارد شهوت آور دوری کنید

از اینکه مدام از لحاظ جنسی با افراد مختلف باشید دوری کنید

خودرا با گوش دادن به موسیقی ،دویدن، رفتن به طبیعت و آینده نگری نجات دهید

همچون مرداب نماید نباشید

خیلی هم حال میده الکی انتقاد نکنید

ب
و دائم هم بدتر میشی
باید درمان یا کنترل کرد
و گرنه سقوط ه متاسفانه

شوهرم دائما ازم می خواد کتکش بزنم با اینکه به نظر مرد مقتدر و قوی ای میومد، باورم نمیشه که این یه بیماری روانی رایج باشه فکر می کردم این بدبختی رو فقط من دارم اولین بار تو دوران عقد از دستش عصبانی شدم و یه سیلی بهش زدم همون لحظه گفتم اگه بیفته بجونم کارم تمومه با اینکه بدنش رو ندیده بودم ولی از زیر لباس هم مشد حدس زد ورزیده و محکمه بهم گفته بود بدنسازی و بوکس کار می کنه ، ولی یه دفعه دولا شد دستم بوس کرد بعد کم کم فهمیدم عمدا یه کاری میکنه هولش بدم عقبم یا لگدش بزنم وقتی می رفت رو اعصابم بهش می گفتم چی کارت کنم دست از سرم برداری (می خواست تو دوران عقد رابطه داشته باشیم ولی پدرم اجازه نمی داد) می گفت بزن تو دهنم تا ساکت شم اروم میزدم می گفت محکم تر ، یه دونه دیگه ،بازم بزن بعد عروسی هم که دیگه دیوونم کرده ، جدیدترین کارش اینه که می گه با کمربند بزنم ، ولی من دلم نمیاد کسی رو بزنم مخصوصا کسی رو که دوستش دارم

این یک بیماری روانیه رفتارشون دست خودشون نیست که با آیه و حدیث و نصیحت درست بشه لا اقل شوهر من که هر چی باهاش صحبت می کنم تغییری نکرده ، هنوزم دوست داره التماس کنه ، کتک بخوره ، فحش بشنوه و تحقیر بشه و چقدر دوست داره سرزنشش کنم عمدا کاری می کنه که به قول خودش پسر بدی باشه تا سرش داد بزنم مثلا از بوی پیاز متنفرم ولی با غذاش پیاز میخوره اگه صورتش رو بیاره جلوم با دستم مانعش میشم بعدش مجبور میشم بزنم تو دهنش یا به سر گردنش فشار بیارم ( تو رابطه) خودش این طور می خواد و از عمد این کار رو می کنه

یکی از دوستان گفته بود ورزش برای بیماران مازوخیسمی خوبه واقعا درست گفته ، حداقلش اینه که انرژیش رو میگره ، من احساس می کنم شوهرم ورزش که می کنه نصف انرژیش میره ، یه کیسه بوکس داره انقدر بهش مشت می زنه تا دستاش ورم می کنه یا پاشو بهش حلقه می کنه دراز نشست می زنه خیس عرق میشه فقط بدیش اینه که بعدش میاد میشینه رو مبل بهش می گم بوی عرق همه جا رو ورداشت بیا برو دوش بگیر عمدا این کار رو میکنه تا مثل یه پسربچه باهاش رفتار کنم گوشش رو بپیچونم و چندتا پس گردنی بهش بزنم بعدم تا حموم کشون کشون ببرمش و با چند تا لگد پرتش کنم تو ، باورتون نمیشه ولی از این کار لذت می بره

یکی از دوستان گفته بود ورزش برای بیماران مازوخیسمی خوبه واقعا درست گفته ، حداقلش اینه که انرژیش رو میگره ، من احساس می کنم شوهرم ورزش که می کنه نصف انرژیش میره ، یه کیسه بوکس داره انقدر بهش مشت می زنه تا دستاش ورم می کنه یا پاشو بهش حلقه می کنه دراز نشست می زنه خیس عرق میشه فقط بدیش اینه که بعدش میاد میشینه رو مبل بهش می گم بوی عرق همه جا رو ورداشت بیا برو دوش بگیر عمدا این کار رو میکنه تا مثل یه پسربچه باهاش رفتار کنم گوشش رو بپیچونم و چندتا پس گردنی بهش بزنم بعدم تا حموم کشون کشون ببرمش و با چند تا لگد پرتش کنم تو ، باورتون نمیشه ولی از این کار لذت می بره

وااای دقیقا من همینجوریم دوست دارم از یه زن سیلی بخورم یه وقت تو فیلم نشون میده زنه میزنه تو صورت مرده یا رزمی کاره و با یه مرد مبارزه می کنه و لگدش می زنه تو فکرم خودم میذارم جای مرده لذت میبرم دوست دارم انقدر گلوم فشار بده که خفه شم کلی حال میکنم

سعی کنین کنترل این بیماری در دست بگیریم نزارین توی وجودتون عمیق بشه نزارین که به شما آسیب بزنه به جاش شما ازش استفاده کنین خودتونو اشرف مخلوقات بدونین .تا حدودی میشه کنترلش کرد.اگه کنترل شده باشه اون وقت میشه ازش سود برد مثلاً شما قادر به انجام و تحمل کارهای پررنجی میشوید که دیگران نمیتوانم انجام بدهند مثلاً شما میتوانید از سختی درس‌خواندن ازت ببرید و موفق بشوید یا حتی از سختی یک ورزش پر خطر لزت ببریدو موفق بشوید در حالی که بقیه حتی حوصله ی این درد ها و سختی هارا ندارند .اما یک راه درمان این بیماری و کنترل آن تشویق کردن خودتان هست و همیشه به خودتان بگویید تو اینقدر خاص و باارزشی که هیچ کس جرات اذیت کردن تو رو نداره .و البته راه دیگر پیدا کردن لذت های خوبی هست که بشه جایگزین آن کرد.همه چیز حل میشه اگه از عمق وجودت از خدا بخوای.

با سلام و وقت بخیر . متاسفانه این بیماری برای منم با تحقیر از سمت جامعه خانواده و غیره شروع شد و بعدش افسردگی گرفتم و بعد مازوخیسم جنسی رو توو خودم حس کردم ولی یک موضوع باعث شده برگردم

فقط تقویت ایمان به خدا و اینکه بدانیم قیامتی وجود داره و نباید دچار وسوسه های شیطانی بشیم و باید مدام خودمون رو تقویت کنیم و نقاط ضعف خود رو برطرف کنیم

قطعا کسی که برنامه روزانه نداره و اینکه هدفی نداره هیچ وقت نمیتونه همچین بیماری رو درمان کنه

شما باید عادت های مخرب خودتون رو جایگزین عادت های سلام کنید و این رو هم بدونید که یک شبکه موفق نمیشوید

من هر وقت تصاویر منفی ذهنم میاد سریع یک دعایی توی گوشم میذارم یا صوت قرآن و برای من تاثیر داشته

من اینو فهمیدم که اگر خدا منو قبول کنه کافیه نیاز ندارم حتما دیگران منو تایید کنن

چون اخرشم من میمونم خدا و باید با خدا تسویه حساب کنم و دیگ اونجا با مردم عادی طرف نیستم

قطعا خدا حواسش به بنده هاش هستم

فقط برنامه ریزی و هدف گذاری کنید و به سمت رشذ و کمال برسد مطمئن باشید به مرور زمان عادت منفی درست میشه

هیچ دارویی هم نداره .

امیدوارم مفید بوده باشه…

منم این مشکل رو دارم از بچگی نمی دونم در آینده که ازدواج کنم چه مشکلاتی پیش خواهد آمد

سلام علی 30 ساله تهران مجرد_ مازوخیسم دارم _از خانمای سادیسمی خشن خوشم میاد

من از 7 سالگی مازوخیسم دارم و روز به روز پیشرفت میکرد و الان 30 سال دارم

واقعا خسته شدم با این کامنتااایی ک خوندم اکثرتون اقایید !منکه خانمم چی یکسالم کمتره مبتلا شدم از خودم بدم میا حس میکنم غرور ندارم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.