Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!
درمان افسردگی شدید

درمان افسردگی شدید یا مرگ تدریجی وجود؟

درمان افسردگی شدید

احساس پایدار یاس و ناامیدی در انسان نشانه‌ی افسردگی شدید در او می‌باشد که به نام افسردگی بالینی نیز شناخته شده است. با وجود این نوع افسردگی ممکن است کار کردن، مطالعه کردن، خوابیدن، خوردن و تفریح کردن دشوار بوده و چندان خوشایند به نظر نرسند. بنابراین درمان افسردگی شدید برای سلامتی جسمی و روحی فرد بسیار ضروری است. برخی افراد ممکن است در طول زندگی خود تنها یکبار این نوع افسردگی را تجربه کنند اما برخی نیز ممکن است چندین بار در طول عمرشان با آن مواجه شوند. این نوع افسردگی گاهی ارثی بوده و در افرادی رخ می‌دهد که در خانواده‌ی خود سابقه‌ی داشتن چنین افسردگی را داشته‌اند. اما در میان افراد دیگری نیز که چنین تجربه‌ای در خانواده‌ی خود نداشته‌اند نیز ممکن است رخ دهد.

افسردگی شدید چیست و چگونه درمان می‌شود؟

برخی افراد در بعضی از مراحل زندگی ممکن است احساس ناامیدی و ناراحتی داشته باشند. اما ویژگی بارز افسردگی شدید و بالینی به این صورت است که بیشتر روزها مخصوصا صبح‌ها به سراغ ما می‌آید و ما ممکن است علاقه‌ی خود را به کارهای روزانه و فعالیت‌های معمول خود از دست بدهیم و حس خوبی به روابط خود نداشته باشیم. این علائم حداقل تا مدت 2 هفته باید ادامه دار باشند. علاوه بر این با توجه به کتابچه‌ی راهنمای سلامت روان شما ممکن است علائم دیگری نیز همراه با این علائم هنگام ابتلا به افسردگی شدید داشته باشید. این علائم عبارتند از:

  • خستگی و یا از دست دادن انرژی در اغلب روزها
  • احساس کم ارزشی و یا گناهکاری بیشتر اوقات
  • ارتباطات کم، بی‌حسی
  • بی‌خوابی و یا خواب بیش از حد تقریبا هر روز
  • کاهش قابل توجه علاقه و لذت از کارها در اکثر روزها
  • بی اعتقادی و یا احساس پسروی
  • افکار مربوط به مرگ یا خودکسی
  • اضافه وزن و یا کاهش وزن قابل توجه ( تغییر 5% وزن بدن در طول یک ماه.

چه کسی در خطر ابتلا به افسردگی شدید قرار دارد؟

تحقیقات نشان داده است که حدود 6.7% جمعیت بالای 18 سال امریکا به این نوع افسردگی دچار هستند. در کل بین 20 تا 25 درصد جمعیت ممکن است در برهه‌ای از زندگی خود دچار این نوع افسردگی شوند.

ممکن است کودکان، نوجوانان و افراد مسن نیز به افسردگی شدید دچار شوند. اما معمولا در این افراد این افسردگی درمان نشده باقی می‌مانند و ممکن است تشخیص داده نشود. اما باید توجه کرد که درمان افسردگی شدید در هر برهه‌ای از زندگی افراد لازم است و نباید پشت گوش انداخته شود.

آیا زنان بیشتر از مردان در معرض خطر افسردگی شدید قرار دارند؟

تقریبا زنان دوبرابر مردان دچار افسردگی شدید می‌شوند. تغییرات هورمونی در دوران بلوغ، قائدگی، بارداری، سقط جنین و یائسگی همگی از علائمی هستند که ممکن است خطر ابتلا به افسردگی شدید را افزایش دهند. تشخیص و درمان افسردگی شدید در هر یک از این شرایط می‌تواند از شدت این افسردگی کمتر کند و فرد را به حالت طبیعی باز گرداند.

افسردگی شدید
زنان بیشتر از مردان در خطر ابتلا به افسردگی شدید قرار دارند!

از عوامل دیگری که درصد ابتلا به افسردگی را در زنان افزایش می‌دهند می‌توان به آسیب‌پذیری جسمی آن‌ها، استرس در خانه و یا در محل کار، عدم تعادل میان کار و خانه، مراقبت از والدین پیر و بزرگ کردن بچه‌ها به تنهایی، اشاره کرد.

علائم افسردگی شدید در مردان چیست؟

افسردگی در مردان نسبت به زنان به طور قابل توجهی کمتر است. مردانی که از افسردگی بالینی رنج می‌برند به احتمال زیاد به دنبال کمک و یا صحبت درمورد تجربه‌های تلخ خود هستند.

علائم افسردگی در مردان ممکن است شامل تحریک‌پذیری و حساسیت بالای آن‌ها، خشم، سوء مصرف مواد مخدر و الکل باشد. سرکوب احساسات منفی می‌تواند منجر به رفتار خشونت‌آمیز درونی و بیرونی شود. همچنین با شدت یادفتن این احساسات ممکن است منجر به قتل و خودکشی گردد.

چه چیزی موجب افسردگی شدید می‌شود؟

از دلایل و عوامل بروز افسردگی شدید می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • از دست شخصی که عاشقش بوده‌ایم، چه به وسیله‌ی مرگ، چه طلاق و چه جدایی.
  • انزوای اجتماعی یا احساس محرومیت
  • تغییرات عمده‌ی زندگی همچون نقل مکان، فارغ‌التحصیلی، تغییر شغل، بازنشستگی
  • درگیری‌های شخصی در روابط و حس برتری بینی طرف مقابل
  • سوء استفاده‌های فیزیکی، جنسی و یا احساسی

 

چگونه افسردگی شدید را تشخیص دهیم؟

به یک متخصص در این زمینه همچون یک روانشناس و یا روانپزشک رجوع کنید. این افراد ارزیابی‌های کامل پزشکی انجام خواهند داد. طی یک بازدید منظم پزشک می‌توانید به طور کامل وضعیت خود را بسنجید. روانشناسان معمولا درباره‌ی سابقه‌ی روانپزشکی شما و خانواده‌تان سوال خواهد کرد و علائم شما را مورد بررسی قرار خواهد داد. توجه کنید که هیچگونه آزمایش خون، اشعه‌ی ایکس و یا آزمایش دیگری برای تشخیص افسردگی شدید استفاده نمی‌شود. با وجود این ممکن است پزشک شما برای تشخیص بیماری‌های دیگری که ممکن است ناشی از افسردگی شما باشد تست آزمایش خون از شما بگیرد.

درمان افسردگی شدید چگونه است؟

افسرگی شدید و یا بالینی یک بیماری جدی اما قابل درمان است. بسته به شدت علائم ممکن است پزشک با یک سری دارو درمان را آغاز کند. علاوه بر این از برخی درمان‌های روانشناسی همچون صحبت درمانی و یا سایکوتراپی نیز استفاده خواهید کرد.

درمان افسردگی شدید
درمان افسردگی شدید امکان پذیر است!

گاهی اوقات برای درمان افسردگی شدید داروهای دیگری نیز به داروهای ضدافسردگی اضافه می‌شوند تا اثر دارو را افزایش دهند. علاوه بر این ممکن است پزشک دارویی را در دوزهای مختلف برای شما تجویز کند تا تشخیص دهد که کدام دارو برای شما مناسب است.

اگر علائم افسردگی شدت زیادی داشته باشد ممکن است برای درمان افسردگی شدید از شوک درمانی یا الکتروشوک استفاده شود.

 

 

یه خبر خوب

فول فکر امکان استفاده از مشاوره روانشناسی بصورت آنلاین و با استفاده از روانشناسان باتجربه فراهم کرده. شما می توانید از طریق گفتگوی متنی و صوتی با مشاوران ارتباط برقرار نمایید.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

مشاوره روانشناسی

دوست داشتم: 337
دوست نداشتم: 178
میانگین امتیازات: 1.89

113 دیدگاه در “درمان افسردگی شدید یا مرگ تدریجی وجود؟

سلام
من پارسال افسردگی گرفتم دکترم به مدت یک ماه برام قرص تجویز کرد منم که مصرف می کردم بدتر شدم یکم که گذشت بهتر شدم از حالت افسردگی بیرون اومدم ولی الان دوباره دامن گیرم شده اینبار شدیدتر از گذشتمه ایندفعه یکی دوبار قصد خودکشی کردم خیلی از این وضعیتم متنفرم ازخودم بدم میاد ازه همه چی متنفرم به هیچی امید ندارم میخوام برگردم به زندگیم از این حالم خسته شدم میترسم اینبار واقعا خودکشی کنم
وقتی به خودکشی فکر میکنم به اینم فکر میکنم کسی خونه نباشه که نجاتم بده،ازاین وضعیتم خیلی میترسم توروخدا کمکم کنین.

درمان افسردگی و رهایی از آن تخصص مشاوران فول فکر هستش. شما میتونی هر زمان و هر جایی که هستی از مشاوران و متخصصان ما کمک بگیری. اونا همیشه کنارت هستن و بهت تو درمان کمک میکنن. برای ورود اینجا کلیک کن.

سلاممنم همین حسودارم ولی دلیلشم میدونم انزوای اجتماعی دلیلشه هرکاری میکنم هیچ کس دوستم نداره حتی مادرم که تنها امید هرکسی هست دوستم نداره خیلی تنهام خیلی

سلام یکی از دوستان من هم همین مشکلاتی رو که شما داریدو داره ولی هر کاری میکنم نمیره پیش پزشک میگه من حالم با پزشک خوب نمیشه تنها راه خوب شدنم مردنه.
لطفا منو راهنمایی کنید تا بتونم کمکش کنم.

من میخوام خوب بشم

قطعی ترین و مطمئن ترین راه درمان افسردگی مشاوره هستش. میتونی با متخصیصین ما مشکلاتتو در میون بذاری و مطمئن باشی که خوب میشی 🙂

من افسردگی شدید گرفتم ‌.دارم دیوونه میشم چکار کنم

سلام دوست عزیزم
به جرات میتونم بگم بهترین و امن‌ترین راه درمان افسردگی مشاوره هستش. میتونین از مشاوران ما در این‌باره کمک بگیرید.
شروع مشاوره

دلیل افسردگیت چیه چرا اینطوری شدی؟ قبلاهم اینطور بودی ؟ ایا به شخصی علاقه داشتی و ازدستش دادی ؟

سلام روزانه فقط30دقیقه قرآن بخوان قول خوب میشی.

سلام من سکست عشقی در ززندگیم داشتم واحتیاد پیدا کردم برای همین موضوح الان یک سال نیم ترک کردم ولی ازدوماه پیش فکر افکارم توزندگیم بهم ریخت همش فکر میکنم زنم بی توجهی بهم میکنه شکدار شدم و باعث شده فکرم درگیرباشه شبانه روز دوبار هم خودکشی کردم ولی نتونستم کامل انجام بدم الانم واقعا دارم زجر میکشم ازین موضوح

سلام من عاشق یه پسری هستم ولی اون نمیدونه من دوسش دارم الانم اون میره سربازی خیلی افسرده شدم از خودم بدم میاد و خیلی بی حوصله شدم فک میکنم یه چیز محکمی تو گلوم و قفسه سینم گیر کرده بخدا کمکم کنید

عشق یکطرفه،کاملا درست است و دنیای زیبابی دارد.

بنظر من دلیل افسردگی اینه که هیچ هدف آرزویی نداری اگه واسه خودت هدف داشته باشی و مدام با خودت تکرار کنی که باید بهش برسم حتی هدفهای خیلی جزعی خیلی بهتر میشی
خودکشی چه فایده داره فک میکنی باخودکشی حالت بهترمیشه؟؟نه دنیاتو آخرتتو و حتی زندگی اطرافیانتو نابودمیکنی برو باشگاه ورزشی باافرادشاد و موفق رفت آمد داشته باش اولش سخته اما مطمعا باش خوب میشی

من اول فک میکردم ی مریضی دارم بعد همش فک میکردم میخوام بمیرم الانم که میخوام خودمو بکوشم اصلا از زندگی لذتی نمیبرم میرم سرکار میرم ورزش کمک میکنم ب خودم ولی بازم نمیشه الانم ک مصرف دارم هر نوع قرصی ک اروم کنه میخوام بمیرم

منم اینطوری شدم باحسرت به بقیه نگامیکنم ک چقدرفکرشون مثبته خداخودش کمکون کنه حالم واقعابده

منم چن ساله افسردگی گرفتم عشقمو از دس دادم و تو همین حالت ک حوصلع هیچ بنی بشریو ندارم ازدواج کردم و نمیتونم باهاش کنار بیام
دیگ‌مخم هنگه فقط تنهایی و مردن میخوام ک خدام نمیده
😔تو نوزده سالگی بس سختی از لحاظ روانی کشیدم بیشتر از ادم چهل سالع میدونم

دوست عزیزم
تو تنها نیستی 🙂 شما میتونی هر زمان و هر جایی که هستی از مشاوران و متخصصان ما کمک بگیری. اونا همیشه کنارت هستن و بهت تو درمان کمک میکنن. فقط کافیه دکمه همین حالا مشاوره کنید رو بزنی

درود من چند سالی است که افسردگی گرفتم و خیلی تلاش کردم که بهتر شوم اما باز بعضی وقتها سراغم میاید و نمیدانم چه باید بکنم افسردگی من این گونه شروع میشود که در فکرمی میخواهم کسی را اسیب بزنم در زندگی خودم به کسی اسیب نرساندم واین مرا ناراحت میکند خواش میکنم راه نمایم کنید سپاسگزارم

سلام مریم عزیز
انسانها به تنهایی از پس بیماری افسردگی برنمی‌آیند، مخصوصا که مدت زیادی از آن گذشته باشد. قطعا بهترین‌راه درمان افسردگی، مشاوره با روانشناس هستش. شما میتونی از سرویس آنلاین فول فکر کمک بگیری و با روانشناسان و مشاوران ما آنلاین صحبت کنی و خیلی زود بهتر شی. فقط کافیه اینجا کلیک کنی

خیلی کنجکاوم بدونم مشاوره میخواد چی به آدم بگه؟من خودم همه رو دلداری میدم و انرژی مثبت میدم ب بقیه.همه جوره باخودم حرف میزنم ولی در نهایت افسردگی از من قوی تره.مطمئنم مشاوره فقط برای چندساعت حالمو خوب میکنه و بعد دوباره همینم ک هستم

سلام من خودم یه بیماری کوچیک داشتم بعد رفتم دکتر خوب نشدم بعد انقد این بیماری اذیتم کرد ترس ورم داشت افسردگی گرفتم با قرص افسردگی یه دوره خوب کردم حتی جوری بود انقد روحیه بهم داد که دیگه از بیماری خنده ام گرفت ولی بازم با ئگذشت یکسال دوباره سراغم امد بعد حتی اون مریض اولم داشتم بعد افسردگیم شدیتر شد ترسم بیشتر شد اضطراب داشتم حتی بازم با اون حال رفتم ورزش و….ولی هیچ توفیری نداشت دیگه نمیخوام فلسفه ببافم.فقط به این حرفم گوش کن یکبار دیگه میگم گوش کن .من هفت سال با دو تا مریضی دست و پا میزدم حتی از دختری هم خوشم امد بخاطر این دوتا نتونستم برم خواستگاری بکنم چون همیشه ترس داشتم حتی بیماری پانیک هم گرفتم.بهترین راه برای درمان توکل به خدای یگانه اس فقط از ته دل بخواه از زبانی نباشه ایمان داشته باش یقین داشته باش شاید دیگه انقد با دل پاک و با ایمان پاک دعا کردم خود به خود گریه ام میگرفت فقط تو ذهنت خدا در نظر بگیر دو تا مریضیم تو سه روز خوب شدن شفا گرفتم حتی با اون دختری دوستش داشتم ازدواج کردم از هیچ مریضی هم هراس ندارم به قرص خودتون عادت ندین بهترین درمان ایمان پاک به خداونده و ازش بخواه اصلا نا امید نشو.

داداش من خودم 5ساله بیماری رو دارم و جدیدا دارم کم میارم.سمت خدا رفتم 5بار کربلا رفتم.زار زدم با اخلاص که تورو حسینت بیماری روحی رو بردار.حتی گفتم بیماری جسمی بده روحی رو بردار و هر روز بدتر از دیروز که دکترم گفت دارو دیگه بهت نمیسازه وباید بستری شی

سلام
شخصی از نزدیکانم احساس میکنم دچار افسردگی شدید است ، با چیز های بسیار کوچک بسیار عصبانی میشود .
با او فقط جوری که مطابق میل ش نبود صحبت کردم ولی او آن قدر عصبانی شد که شروع به کتک کاری کرد
رفتارش بسیار غیر قابل کنترل بود
باید چکار کنم سن او خیلی بیشتر از من هست و اصلا قبول ندارد که مشکل دارد.
متشکرم

پری عزیز سلام
قطعا همین طور است که شما عرض کردید. ایشان دچار افسردگی شدید هستند. در این زمینه شما میتونین از مشاوران ما کمک بگیرید و مانند صدها نفر دیگه که مثل شما بودند و موفق شدند، به عزیزتون کمک کنین. کافیه روی اینجا کلیک کنید. 🙂

سلام اسمم مهساست!من سه ساله احساس میکنم مُردم!فقط جسمم حرکت میکنه!سه سال پیش عاشق شدم ولی بعد یه مدت پسم زد چون خودشم وضعیتش مثه وضعیت الان من بود!دوسال بعد یکی اومد تو زندگیم گف ناراحتم نمی کنه!بهش گفته بودم دلم شکسته ولی با کاراش دوباره شکستم!هیچ اعتمادی برام نمونده!همه ی دوستام جز یکی ازم فاصله گرفتن!دارم با خودم جنگ میکنم…شبا تا صب میمیرم و همش تظاهر میکنم که خوب و عالیم ولی با گوش دادن به آهنگایی که گوش میدم یا حتی خواندن نوشته هام میشه فهمید من مریضم مرییییض!

سلام مهسا خانم شما رفتین پیش دکتر متخصص اعصاب و روان ؟؟؟

سلام.من.شیما هستم.من الان هشت ساله ازدواج کردم ولی افسردگی شدید دارم.دوتا پسر هم دارن ولی دارم دیونه میشم چکار کنم شوهرم بهم محبت نمیکنه ارتباطه جنسیمان هم شیخوب نیست پیشم نمیاد

با سلام ، دوستان عزیزم که پیام گذاشتید درباره افسردگی ، لطفا توجه کنید که درمان سه قسمت داره ، مشاوره و روان درمانی ، دارو درمانی بخصوص وقتی علایم جدی هست میتونه خیلی خیلی کمک کنه و بعد تغیر سبک زندگی و فکر کردن ، چون یکی از علت های اصلی که انسان گرفتار افسردگی میشه سبک زندگی و فکر کردن انسان هست.

سلام
من خیلی نگران همسرم هستم چون افسردگی حاد داره

سلام
من خیلی نگران همسرم هستم چون افسردگی حاد داره لطفا کمکم کنید

سلام دوستانيكه افسرده گي شديد دارن من خودم چند سال پيش افسرده گي شديد داشتم با اينكه فكر ميكردم اين مريضي اصلا خوب شدني نيست دست از تلاش نكشيدم از كشور افغانستانم اومدم ايران چون ميدونستم ايران بهترين روانشناس داره اونجا زير نظر دوكتور و با دارو خوب شدم كه هيچوقت فكر نميكردم خوب شم ميخوام بگم اونهايكه الان احساس ميكنن اين مريضي با دارو يا دوكتور خوب نميشه در اشتباه هستن يك مدت ادامه بدين سلامتيون در ميابين من اين مريضي را تحربه كردم ميدونم چقدر سخته ☹️☹️ از خداوند ميخوام هيچ انساني روي كره زمين گرفتار اين مريضي نشه 🙏

سلام من توسن سیزده سالگی افسردگی حاد داشتم که با کلی بد بختی بعد از یک سال بهتر شدم . الان پونزده سالمه دوباره افسرده شدم پیش مشاور هم رفتم بهتر که هیچ بد تر هم شدم از همه بدم میاد به خصوص خونوادم حالم از همه چی بهم میخوره . مشکلم اینه که تنهام و بیرون نمیرم یعنی خانوادم این اجازه رو بهم نمیدن در کل من تو زندان زندگی میکنم نه خونه! عصبی هم هستم دارم دیوونه میشم ترو خدا راهنماییم کنید هیشکی رو ندارم نه دوستی نه کسی توی فضای مجازی هم نیستم یعنی این اجازه رو ندارم . کسی هس راهنماییم کنه?

سلام من امیر هستم 19سال دارم و در سربازی افسردگی شدید گرفتم و یک ماه در بیمارستان عصاب و روان بستری شدم و خودم را نمی شناسم و یک بار که به خوام دست به خود کشی زدم به دادم برسید من چه کار کنم

سلام من فرناز هستم و23ساله ودانشجوهستم من تو دانشگاه به یکی از دوستای خودم که دختر هم هست علاقه دارم ولی نمیتونم فراموشش کنم عذاب میکشم وقتی تمیبینمش من اصلا حالم خوب نیست به خدا خیلی دوس دارم فراموشش کنم اما نمیتونم دزسام همه افت کردن نمیتونم به کارام برسم نمیدونم بهش بگم که انقد دوسش دارم یا نه حالم خوب نیست احساس میکنم دارم کمکم میمیرم.

از دیدگاه بوعلی سینا افسردگی به خاطر سودایی شدن مزاجه و البته قابل درمانه. تو اینترنت راجب این موضوع مطلب زیاد هست. فقط دقت کنین که مصرف داروهای شیمیای ضد افسردگی و داروهای گیاهی ضدسودا نباید همزمان باشه و بعضی هاش با هم تداخل دارویی ایجاد میکنه!! پیشنهاد میکنم قبلش حتما با یه متخصص طب ایرانی (دکتر مجوزدار) که واقعا کار درسته و حالیشه مشورت کنید حتما و امیدوارم خبر بهبودیتونو مث خددم بیاین بهم بدین 😉 شاید برگردم همین سایت و دوباره خبر بهبودیتونو بشنوم و خوشحالم کنین :))

من دوسال افسرده هستم چون کسی با من دوست نمیشه احساس میکنم از همه تواناییم کمتره

من افسردگی شدید دارم دکترم رفتم اونم گفت که خیلی زود باید درمانمو شروع کنم ولی مامانم نمیزاره برم چون اعصابش به هم میریزه من خیلی بدبختم چون حتی راه درمانم ندارم.

سلام دوستاي عزيزم.قرائت قرآن بهترين و قطعي ترين درمان افسردگيه.مطمعنم حال همگي خوب ميشه😍

دقیقا من هروقت احساس ناراحتی و حتی افسردگی بهم دست میده بصورت غیر آزادی بطرف قرآن میرم عالیه حالتو خوب میکنه

من خودم حالم ازهمه بدتربوده فقط باکمک ذهن آگاهی خوب شدم کتاب راجع بهش بخونید یا ازمشاوران اینجاکمک بگیریدوهمچنین کتاب فوق العاده تئوری انتخاب که میگه ما افسرده نمیشیم بلکه افسرده بودن روانتخاب میکنیم چون خواسته ای داریم امارسیدن بهش امکان پذیرنیست ولی انتخاب خوبی نیست وباید دست ب عمل زد..

مشاورهاهمه به فکر پول هستن اگه یه بدبخت نداشته باشه چه بایدبگنه

نمدونم سرم چشه معلوم نیست خوشحالم ناراحتم انگار روحم مرده جسمم مونده به همین میگن افسردگی بهش چی میگن نگفته بودم اولین بار

روحی که زندانی شده تو این جسم . جسم و دنیا براش خیلی کوچیکه.به خاطر همین میمیره.

سلام من ۴۲ سال سنمه و ظاهرا از سن۱۱ سالگی که پدرم رو از دست دادم افسردگی مزمن گرفتم تا جایی که الان دیگه نه دارو نه مشاوره برای من جوابگو نیست. هم از کار و هم از زندگی مشترکم طرد شدم و تنها ماندم. دائم حالت بی قرار دارم و از انجام ساده ترین کارهای زندگی حتی عاجز شدم. راهی جز رها کردن خودم متصور نیستم. علت اینکه میگم مشاور هم جواب نمی ده اینه که مراجعه کردم و حتی اونها هم گفتن با این وضعیت حاد الان قادر به مشاوره نیستم.
لطفا کمکم کنید

با سلام، افسردگی اونجاست که شخص بیکاره و مستاجر، زن و بچه داره و امیدی براش نمونده، قصه عشق و عاشقی خنده اوره وقتی که طرف نون نداره به زن و بچه اش بده و نمیدونه ایا میتونه سر ماه کرایه خونه را بده

سلام من خانم ۴۲ ساله هستم از وقتی ازدواج کردم ۳ ماه بعدش افسردگی گرفتم این مریضی رو نمیتونستم تحمل کنم پیش مشاوره رفتم با راهنماییهای ایشون انگار بدتر میشدم و خودمو خیلی مریض میدیدم به خاطر همین بیخیاله روانشناس شدم وپیشه دکتر اعصاب و روان رفتم و الان ۳ ساله تحت درمان هستم و دارو مصرف میکنم یع مدت خوب بودم اما با کوچکترین مسئله و اتفاق بد دوباره به هم میریزم دکترم رفتم دوزه داروهامو بیشتر کرد میخوام بدونم آخه قرص خوردن هم چه فایده داره وقتی با کوچکترین مسئله ای دوباره افسردگیم شروع میشه آخه تا کی دیگه خسته شدم هم خودم خسته شدم هم شوهرمو خسته میکنم شما میگید چه کار کنم .؟

سفربرو باادمای شاد رفت آمدکن
دارو خیلی تاثیرمثبت داره اگه نمیخوردین مطمعنن حالتون بدتربود

دارو درمانی به تنهایی کافی نیست باید در کنارش مشاوره هم بری و سبک زندگیت رو تغییر بدی یه سری جلسات رایگان توی هر شهری هم هس که برای افسردگانه و اونجا همه از تجربیات و چجوری رها شدنشون از افسردگی میگن که واقعا تاثیر گذاره و همچنین کمبود ویتامین ها و تغذیه نامناسب هم باعث افسردگی میشه که باید برطرف شن
در ضمن سنت دوازده قدم هم خیلی خوبه برای بهبودی

پس تجربه نکردین نمیدونی چه در بدی هست دنیا برلت بی معنی میشه اونوقت قید زنو وبچه و همه رو میزنی حتی اگه پولدار باشی

جدی…ولی ب نظر من پول خیلی از مشکلات و حل می‌کنه ک خودشون باعث افسردگیت شدن..وقتی هم خوشگل باشی هم هیچی واسه شوهرت کم نذاری ولی اون باهات مث ی برده رفتارکنه..تو ۲۷ سالگی روحت و میکشن و هیچ پولی نداری ک مستقل شب و پایان بدی ب این زندگیه نکبتی و پرازخیانت.

مهناز هستن۲۹ساله سه سالم بود بابام فوت کرد بعد فوتش از طرف پسر های اشنا و فامیل و حتی به اصلاح برادر ازار و اذیت شدم سال های سال خاطرات تلخی رو به دوش کشیدم ایندمو تاریک ترین مقطه ممکن جهان میبینم هفته پیش دوبار خودکشی کردم اما نشد رفتم پیش روانپزشک دارو داده اما همش خواب هستم در حین خواب هم یکسره کابوس های وحشناک در حال فرار از شخص یا اشخاصی هستم خسته شدم حوصله هیچیو ندارم دیگه از کارهایی که قبلا لذت میبردم لذت نمیبرم دوس ندارم از خونه بیرون برم حتی نمیخوام کسی اسممو بلند صدا کنه خسته شدم خسته….کاش خدا واس اینجور روزا یه کاری میکرد به دلخواه میمردم راحت دیگه نمیکشم زورم نمیرسه …

فرنوش جان چرا آخه عزیزم تو ۱۵ سالگی؟ مگه مدرسه نمیری؟
حتما جواب بده.واقعا ناراحتت شدم.

سلام من يه دختر ١٨ ساله هستم سرطان خون ALL دارم حالم از خودم از قيافم بهم ميخوره ميخوام بميرم واسه مرگم دعا كنين خيلييي بهم سخت ميگذره😭😭😭😭😭😭😭😭

سلام عزیز دلم از خدا برای سلامتیت و ارامشت دعا میکنم.من خودم دو سال اسیر افسردگی شدیدم.خودت رو بسپر بخدا

امیدوارم همگی خیلی زود افسردگیو رد کنین منم اسیرش بودم فک میکردم هیچوقت از دامش رها نمیشم ولی بدونین به کمک روانشناس و روانپزشک ماهر خوب میشین کشیدم که دارم میگم.ایشالا راحت مراحلشو رد میکنین نطمئنم

وزوز گوش دارم وقت برایم نمی گذرد الان نزدیک هفت سال است من چه کا کنم

درمورد تکنیک eft مطالعه کن.ریشه های بیماری رو پیدا کن .من میگرنم روبا eftدرمان کردم

سلام من ی مدت حدود ۶الی ۷ سال دارو خوردم وخوب شدم ولی متآسفانه سال ۹۷ همسرم که جانباز ۷۰درصد بود به مدت ۲ماه در بیمارستان بود و۴۰روز در کما بودکهشهید شد وحالا دوباره افسردگی شدید گرفتم ودارو می خورم

من نشستم بیست خط نوشتم ولی آخر پاکش کردم گفتم شاید خوب منظور رو نرسوندم. خدایا شدیدترین افسردگی رو دارم فکر نکنم کسی دیگه مثل من باشه اگه ترس از آخرت و بخاطر پدر و مادرم نبود هزار بار تموم کرده بودم این زندگی حرومی رو. بخدا نیاز شدید به مشاوره یا حتی یه مجسمه که فقط باهاش حرف بزنم دارم ول هیشکی تو زندگیم نیست هیشکی. تنهاترین آدم دنیا هستم نمیدونم چکار کنم. خدا شاهده یک قرون از خودم ندارم با این سنم. به کلی روانشناس رو زدم که من پول ندارم ولی یه مشاور میخام که شاید بتونه منو بکشه بیرون از این زندگی نکبت ولی هیچکس اهمیت نداد. من باید چکار کنم من دیگه نمیکشم دیگه هیچیم نمونده دیگه هیچیم نمونده دیگه هیچیم نمونده

ببخشید ایمیلم رو وارد نکرده بودم. اگر نکته‌ای وجود داره یا لازم به ارتباط هست این ایمیلم هست. قسمتون میدم به من کمک کنید

ببخشید ایمیلم رو وارد نکرده بودم. اگر نکته‌ای وجود داره یا لازم به ارتباط هست این ایمیلم هست. قسمتون میدم به من کمک کنید.

ی پیشنهاد عالی
از مرکز مشاوره حوزه علمیه قم استفاده کنید
بهترین روانشناس ها اونجان
و هر ۴۵ دقیقه چهارده تومن
خیلی کمک میکنن
گوگل بزنی هم آدرس و هم شماره ش میاد

سلام
من خیلی مشکلات دارم خانوادگی مالی خلاصه همه رقم مشکلی تو بساطم هست
تست افسردگی افسردگی شدید داشتم
خیلی تنهام کسی منو دوس نداره
منم کسیو دوس ندارم از همه متنفرم
از چیزی خوشحال نمیشم ….
۱۷ سالم بیشتر نیس ولی خیلی حالم بده
نمیتونمم به خانواده ام بگم چون یه مشکل میاد رو مشکلاتشون با اینکه ازشون دل خوشی ندارم اما اونام تحت فشارن
به فکر خود کشی هسم ولی اقدامی نمیکنم
همش میگم کاش من میمردم راحت میشدم
خلاصه تنها امیدم به این سایته البته که میدونم راه دیگه ای نیس…

منم همسن تو بودم همچین مشکلی داشتم و بدتر از اون این بود که کسی رو نداشتم که باهاش حرف بزنم و مشکلمو بهش بگم و همش میریختم توی خودم و روز به روز دنیام سیاهتر میشد. ولی خداروشکر یه بار یکی پیدا شد خدا خیرش بده خیلی کمکم کرد و منو از اون وضعیت کشید بیرون. دکتر نبود ولی واقعا معجزه کرد. از اونجایی که درکت میکنم و میدونم الان چه حالی داری اگه خواستی بیا اینستاگرام با هم حرف بزنیم شاید بهتر شدی. اینستام: the_m_95

سلام ، 30 سالمه و بیش از 15 ساله دچار افسردپی و مشکلات روحی هستم ، وضعم اسفناک و اگر خلاف شرع نبود خیلی وقت پیش خودم رو راحت کرده بودم ، حیف که خلاف شرعه ، بیش از ده سال دارو استفاده کردم و هر مشاور یا روانشناس یا روانپزشکی بگید رفتم ، حتی پیش روحانی هم رفتم اما هیچ اثری نداشته ، تنها راهم مرگه و اگر خودکشی خلاف شرعه شاید با اجازه پزشک و با اسم اتانازی بشه یه جورایی دورش زد و گناه حساب نشه ، اخه چرا خودکشی حرومه مگه میشه خوا آدم رو بیافرینه اینهمه زجرش بده بعد راه فرار واسش نذاره

الان حدود 90 درصد جوان های ایرانی به این نوع افسردگی دچارن ، اینم از برکت انقلابه

ربطی به انقلاب نداره این حالات بخاطر ضعف ایمانه

من دچار افسردگی شدم از شدت ناراحتی هایی که دارم قفسه سینه م درد،میکنه ، احساس خفگی دارم و درد به گلوم ـمیزنه
زندگیم از دست رفته زورم به این افکار منفی نمیرسه بعضی وقتها واقعا دلمـ برا خودمـ میسوزه چرا باید افسردگی بگیرم و نتونم درست زنگی کنم

سلام والا من حالم خیلی داغون بود الان که کامنتا رو خوندم دیدم از من داغونتر هم هست والا الان من خوب شدم بابا تا زمانی که زنده ای و نفس می کشی فرصت راضی کردن خدا رو از خودت داری پس بکوش برای رضایت اون چون خوشحال و ناراحتش همشون یک اجل و زمان مخصوص به خودشو برای زندگی و مشکلاتش داره که تموم میشه یک ماه زندگی کنی و 1000 سال زندگی بازم تموم میشه .

سلام دوستان بهترین راه کار کردن و سرتان رو گرم کردن اونقدر ک از فکر در بیای

سلام من ۲۴سالمه جدا شدم پسرمو ازم گرفتن ۳ساله ندیدمش بخاطر شرایط زندگیم مجبور شدم تن به ازدواج بدم اونم اجازه نمیده حتی اسم پسرمو بیارم الان مدتی که زندگی برام معنا نداره دلم یه مرگ میخواد دوس دارم فقط بمیرم احساس خفگی میکنم همش گریه خسته شدم کمک میخوام

سلام
ممکن نیست کسی بتونه مادری را از دیدن فرزندش محروم کنه ، مگر اینکه شما خود به دیواری ساخته باشید و اون میتونه ترس باشه ، امید واهی به بازگشت دوباره که شما را از تحت فشار گذاشان همسر سابقتان باز میداره، و یادتون نره امروز جوابگوی خودتون هستید فردا فرزندتان هیچ عذری را قبول نخواهد کرد ، با وسیله مراجع قضائی فرزندتان را ببینید و مادری کنید… دختر عموی منم تو شرایط شماست و اون هم بهانه ای مشابه دارد ، اما اگر بخواهید میتوانید ببینید

من از دو سال قبل افکار منفی تو ذهنم موج میزد. از ادمای اطرافم. کم کم طوری شد که این افکار منفی باعث شد تو یه دوره زمانی دوستمو بشدت رنجوندم. کسی که به همه اعتماد داشت، ولی دیگه الان خیلی تو دار و بی اعتماد شده. وقتی رفتم پیش مشاور و بهم گفت شما افسردگی داشتی و افکار منفی مربوط به اون بود، انگار از خواب بیدار شدم، فهمیدم چه اشتباهی کردم. از دوستم حلالیت گرفتم ولی اون به زبون میگه بخشیدم ولی به دل نبخشیده. مدام سر کوچکترین چیزی با من بحث میکنه. میدونم مقصر خودم بودم و الان باید تقاص پس بدم، ولی سخته. وضعیت من الان جوریه که افسرده تر شدم و وقتی با دوستم روبه رو میشم، استرس بدی میگیرم. خود کرده را تدبیر نیست. التماس دعا از همتون دارم، از خدا صبر میخوام. انشالله خدا خودش به همتون کمک کنه از چنگال افسردگی بیرون بیایید.

من یه ادم افسرده مریضم سالهاست دارم با این درد میجنگم هیچ راهی واسه خلاصی پیدانکردم

سلام پسرم ۲۷سالشه وسواس و افسردگی شدید گرفته حتی توان درس کردن یه تخم مرغ رو هم نداره مثل یه بچه ی چند ماهه باید تررو خشکش کنم خیلی زندگی سختی دارم زندانم و هر لحظش با شکنجه ی روحی همراهه .اصلا راضی نمیشه واسه درمان اقدام کنه مثل یه سگ درنده شده هیچکس رو خونه راه نمیده تموم اختیارات زندگی رو ازم سلب کرده حق جارو کردن خونه رو ندارم حق جابه جا کردن وسایل رو ندارم و…. خیلی از آینده میترسم خیر سرش مهندسه ازتش متنفرم ای کاش مرگ می اومد سراغم که از دست این زندگی نکبت خلاص میشم تموم دل و روحم زخمی شده با این پسر. ارگانی هست که از دستش شکایت کنم که نجاتم بده

سلام خوبید دارم داغون میشم کسی میتونه کمکم کنه فکر میکنم این روزا آخر زندگیمه خیلی وضعیت بدی دارم لطفا کمکم کنید

من هم افسردگی دارم خیلی داعونم بغض گلوم داره خفه ام میکنه چندین بار دکتر روانپزشک رفتم ولی مریضیم بهتر نشد توی خلوت با خودم داد میزنم لطفا کمکم کنید

سلام مریمم 18سالمه من چند وقت هست افسردگی شدید دارم توی زندگیم خیلی سختی کشیدم الانم پیش مشاوره رفتم قرص بهم تجویز کرده چند بارم میخاستم خود کشی کنم یکبار خودکشی کردم ولی میترسم دوست دارم از این زندگی خلاص بشم دیگه هیچ امیدی به زندگیم ندارم حوصله هیچ کسو ندارم باهم دعوام میشه زود اعصبانی میشم اعصابنیم میشم دستمو محکم میزنم تو دیوار واقعا خسته شدم میخوام بمیرم

من نگرانم ، نگران فردا ، نگران جامعه هستم شاید بیشتر از دیگران ، این آزارم میده که نمیتوانم بی تفاوت باشم. اون جامعه ایده آل که آرزوم بود ببینم و باهاش کنار اومدم اما دیکه خیلی شورش دراومده.. حتی جامعه جهانی هم عق آوره گستره روانپریشی من آنقدر پهناوره که بیشتر از هرکسی خودم اسیر شدم. کاش میشد به فردایی تاریک بی تفاوت بود. زندگی خودم که می لنگه درد جامعه هم میاد روش عین بختک میشینه. مشاوران عزیز برای درمان حداقل ۵۰ درصد جوونای این خاک ابتدا جامعه را زیبا کنید تا مشکلات مثل مشکل ثنا باشه که دوست پسر خیالیش میره سربازی، اعلام خطر کنید به مسئولین که اگر این تضاد بزرگ طبقاتی و قانون شکنی ها و حقوق شهروندی و در کل بهداشت روانی جامعه مراقبت نشه ، شاهد آدمکهای متحرک بی روح خواهید بود. مشکل ازدواج و شغل و متاسفانه اعتیاد، فقرفرهنگی و فقر مالی یعنی هیچ دشمنی بهتر از این نمیکرد. آگاهانه میدانم افسردگی دارم اما نمیتوانم رودرو شوم . اونقدر بدبخت شدیم که حتی مرگ دلفبنها هم درد شده چه برسد به حوادث روزانه جهان و مرگ و کشتار انسانهای مظلوم.

من به خاطر دختر بودن نزدیک 40 ساله که دارم زجر می کشم و تحقیر میشم. تحقیرهایی که اینجا نمی تونم بنویسم. اندازه صد تا کتابه. سی سالم بود که صاحب یک دختر شدم و وقتی فهمیدم قراره دوباره اون موجود ذلیل و حقیر (خودم) تکرار بشه اونم جلوی چشمم دیوونه شدم. چهار سال تموم با خودم جنگیدم و سعی کردم دختر بی نوام رو دوست داشته باشم. گاهی می زدمش و گاهی اونقدر سرش داد می زدم که می لرزید. گاهی هم تو کمد تاریک حبسش می کردم. … دلم می خواست بکشمش تا مثل من زجر نکشه به خاطر چیزی که انتخاب خودش نبوده. تا اینکه خدا یه دختر دیگه هم تو دامنم گذاشت و یه دهن کجی دیگه بهم کرد. دیگه خودکشی کردم و کارم به بیمارستان اعصاب و روان کشید. حالا دارو می خورم. روزی هفت هشت تا. صد تا دکتر عوض کردم و همه از درمان من نا امیدن. میگن بیماری مثل تو نداشتیم! دیگه ارزوی مرگ هم ندارم. وضع من از همه بدتره. چون آرزو داشتن یعنی امید داشتن. کسی که آرزوی مرگ داره یعنی امید رهایی توش هنوز زندس. ولی من حتی به مردن امیدی ندارم. این زندگی به همین شکل سگی ادامه خواهد داشت و من ذلت و خواری هر دو جگر گوشه ام رو به چشمم خواهم دید و با رنج و عذاب بی پایانی صد سال زندگی خواهم کرد و بعد از مرگ به خاطر نا امیدی از درگاه خدا به قعر جهنم خواهم رفت. ….

سلام به همه .تعدادی از کامنت هارو خوندم.میخوام یه تجربه رو به اشتراک بزارم.به امید اینکه عده ای بهش توجه کنن و مطالب رو جدب بگیرن و به توصیه هاش عمل کنن.
وقتی جوان بودم بدلیل حضور در جنگ و تبعات اون که جوونای امروزی تصورش رو هم نمیتونن بکنن به افسردگی حاد دچار شدم.
افکار منفی ، استرس شدید، تپش قلب، یاس و نامیدی، نبود انرژی ، میل به خودکشی و …..همه از علایم این بیماریه و من بدترین حالت هاشو داشتم.چند بار شوک درمانی و سال ها دارو.بعضی اوقات یکی بیماره اما خودش یا نمیدونه و یا نمیخواد بپذیره که بیماره که این از همه حالات بدتره.یادمه پزشکم وقتی من با صراحت مشکلاتمو میگفتم و تمایل شدید خودم به برگشت به زندگی عادی رو عنوان میکردم میگفت شما چه مریض خوبی هستی . من کلی وقت میزارم تا از بین صحبت های بعضی بیمار ها بفهمم چه عواملی تو زندگی فرد هست که آزارش میده و بنوعی مانع شرایط عادی محسوب میشه.دوستان هدف از این جمله ها این بود که بگم برای اینکه فردی شاد باشه و در جهت بهبودی حرکت بکنه باید اون عوامل که حالشو بد میکنه کمرنگ کنه .خیلی ساده بگم .خداوند حیاتی به ما اعطا کرده و تا روزی که نفس میکشیم حق زندگی داریم.پس روی اسم خودگشی یه قلم بکشید و هیچوقت بهش فکر نکنید. اگر میخواین خوب بشین از جاتون بلند شین و حرکت داشته باشین.بخاطر خودتون و عزیزانتون اراده کنین و هر چقدر هم سختتون میاد برین سراغ ورزش.اونقدر فعالیت جسمانی بکنید تا افسردگی راهی جز فرار براش نمونه.اگر دلتون میخواد مثل یه انسان سالم زندگی کنید پس حرف منو جدی بگیرید.
با توکل به خدا شروع کنید. مطمئن باشید که پشیمون نمیشید. میدونم ابتدا سخته ولی فراموش نکنید که شما تا زمانی که نفس میکشید باید زندگی کنید.
با ورزش مرفین طبیعی بدن ازاد میشه.انرژی میگیرید و حس ارامش.در کنار هر درمانی ورزش ضرورت داره
جوونا توجه داشته باشید که پدر و مادرها اگر تلاشی نکنین ذره ذره نابود میشن.شاید به روشون نیارن ولی این اتفاق میوفته برای اونا
پس بخاطر اونا هم که شده با اراده حرکت کنین.خداوند خودش کمک میکنه .مطمئن باشید.
کتابی رو براتون معرفی میکنم.حتما بخونید. کتابی به نام آیین زندگی نوشته دیل کارنگی. در صورت امکان ترجمه معصومه کریمی بخش رو پیدا کنین که روان تره.خوندن این کتاب برای همه ماها که زندگی پراسترسی داریم بسیار لازمه
تغییر لازمه زندگیه. پس تلاش کنین برای تغییر
خدا نگهدار همتون باشه

دوستای عزیزم ،منم دکترم تشخیص میگرن دادن و بعد دو سه ماه که سردردهای شدیدی داشتم افسردگی گرفتم ،یکسره رو تختم دراز کشیده بودم میشد ی روز،دو روز،سه روز ،ی چی میخوردم دوباره رو تختم ،حوصله هیچکی و هیچیو نداشتم ،انگیزه م صفر بود ، هوای ابری حالمو بدتر میکرد ،همش دلم میگرفت و …از طرفی ترس از تنها شدن و تاریکی و مریضی داشتم مدام فکر میکردم الان میمیرم … ی روز ب خودم اومد گفتم خب مریضی و افسردگی من تاحدودی واسه بقیه ناراحت کننده اس ،تا کی اینجووری باشم …پاشم ی قدم از دیروزم برم جلوتر رفتم متخصص روان درمانی اصلا هم مهم نبود بقیه چی فکر میکنن ،هم دارو درمانی هم مشاوره رو شروع کردم ،با ده جلسه مشاوره و دو ماه دارو اوکی شدم ،ی آدم خوشحال بیخیال شدم 🤣🤣 کلاس شنا ثبت نام کردم🏊‍♀️ و تمرین های ذهنی که هرروز ده دقیقه ب هیچیه هیچی فکر نکنم ،یکم سخته برگشتن ب زندگی قبل اما ما میتونیم الانم بعد ماهها راضی ام ،ولی کلا روال زندگی مو عوض کردم ، آدم هایی که باعث میشن افسرده بشم خط زدم❌موسیقی غمگین تعطیل شد🎶 در آخر میخوام بگم همینطور ک جسم دچار مشکل میشه و دکترش مشخصه روح هم نیاز داره …یا علی بگید و شروع کنید

الان ۷ صبحع دارم اینو میخونم …
خیلی گشنمه خخخ
من با همتون همدردی میکنم
همین الان هم خیلیی افسرده هستم
در حدی ک از خونمون بیرون نمیرم ولی واسه دانشگاه مجبورم برم و دانشگاه برام زهره دختر بازی بچه ها رو میبینم و قبطه میخورم اصن لال شدم با دختر ک هیچ با رفیقامم نمیتونم صحبت کنم
فقط نسدونم هر روز دارم بد تر میشم
قبلنا هم مریض بودم بیماری دو قطبی پیش رفته داشتم پیش دکتر ردانپزشکم رفتم از ۱۶ سالگی تا الان
ولی حس میکنم این قده فیلم بازی کردم ک حالم خوبه
که انگار دکتره هم اسکول کردم
ولی درواقع فقط میتوتم بم از درون داغون و تنهام
دوستان من دوست دارم با هر کسی ک میخواد درد و دل کنه یا هر چی صحبت کنم

من فقط تو این فکرم چرا به دنیا اومدیم چرا میخوای بمیریم؟؟:'(

سلام.حدود 17سال است دچار افسردگی هستم،تقریبا تمام عمر مفیدی که آدم انرژی وقت جوانی را دارد و می تواند پیشرفت کند.فکر کنم از 23.22سالگی بود، این همه سال دارو مصرف کردم هنوز هم بهبود پیدا نکردم.فقط میگرن بسیار شدیدی که داشتم اون هم بعد از کلی درد کشیدن،حدود 10سال پیش دکترم را عوض کردم قرص دپاکین تجویز کرد که سردرد برطرف شد.الان چند نوع قرص را با هم مصرف می کنم.خوب نیستم بدم نیستم.هر کاری و برنامه ای که تو فکرم بوده با شکست مواجه شده با اینکه اصلا آدم تنبل و راحت طلبی نبودم.بعضی وقتها،خیلی وقتها پیش می آید که می گن الان؟باید قبلا انجام میدادی …حتما خوردی و خوابیدی باور کنید قبلا انجام دادم نصفه مانده است.یا حداقل دنبال فریح نبودمخراب شده.همش فکر میکنم واقعا بیماری باعث شده یا بی عاری و تنبلی.

همدردان محترم نگران نباشید به مشاور و روانپزشک و روانکاو مراجعه کنید قابل درمانه، افسردگی در هر حدی حتی سخت ترین امیدوار باشید حالتون خوب میشه حتما

من وقتی ۹سالم بود رفته بودیم عروسی داداشم اونجا رفیقام هعی پز دوس دخترشونو میدادن منم الکی چون کم نیارم دختر پسر خالمو گفتم دوست دختر منه طی سه چهار روز تاکید تلقینم شد باور کردم بعد رو کردم ب خودشم گفتم تا سه سال باهم خوش بودیم تا اینکه باباش فهمید و جدامون کرد از اون موقع من یه روانی تمام اعیار شدم روزی ۱۷/۱۸بار فکر خودکشی میکردم تا اینکه پنج سالی همینجوری رد شد و یه دختری اومد و کلی باهام حرف زد هفت ماهی هر روز میومد با من حرف میزد تا اینکه کم کن عاشقش شدم بعد از یک سال با اینکه میدونس چقدر دوسش داشتم ترکم کرد و رفت الان دوباره فکرای خودکشی ب سرم میزنه با اینکه میدونم خودکشیم دردی دوا نمیکنه هه چ فایده اون دنیا ک زنده میشم هه خدایا نابودم کن برا همیشه الانم ک اومدم اینجا بگم ن دنبال درمانم ن چیزی فقط خواستم یبارم ک شده بگم دلیل دردامو دلیل سیاتیکمو دلیل اینکه بعد از دختر پسر خالم سیگاری شدم احتمال سکته مغذی و قلبیم بالای ۰۹در صده دلیل اینکه این سه ماه اخیر ۲۰کیلو وزن کم کردم خدایا لعنت ب همه کس و هیچ وسلام خداحافظ

سلام من مامانم ۱سال افسردگی گرفته وبعضی وقتا میگه خودکشی میکنم ومیرم گم میشم شماراحت شین من یک دختر ۱۴ساله در مدرسه فقط در استرسم که مامانم خودکشی کنه نمیتونم راحت بشینم لطفا راهنمایی کنید توراخدامیترسم ازمادرم از دست بدم

سلام به هنه عزیزان.پیامهای همتون رو خوندم و بسیار متاثر شدم.علت برخی از بیماریهای اعصاب و روان که با خوردن دارو نتیجه نمیگیرند ماورایی هست یعنی در اثر سحر و طلسن های سنگین به وحود می آید .هیجوقت توصیه نمیکنم پیش دعانویس برید.نزد حوزه ه علمیه و اساتید قرآنی و علوم غریبه.جوت اونها احواالات شما رو بررسی میکنند و اگر مریض باشید تشخیص میدهند.

سلام من امید هستم ۲۴ساله از افغانستان مشکل گوارشی پیداکردم وقتی چیزی را میخوام بخورم نمیتونم فکر میکنم خفه میشم باید آب باشد تا بخورم یک سالو ۶ماه میشود این حالت دارم نان خوشک رانمیتوانم بدون آب بخورم یا هتا میوه ها بدون آب بخورم این مشکله منه کمک کنید

من دوسالع دچار مشکل جنسیتم حالم از دختر بودن بهم میخوره لباس پسرونه میپوشم از ی طرف اطرفیانم مسخرم میکنن چن بار دست ب خودکشی زدم سیگار میکشم بدون اطلاع خانواده شبا بیدارم اعصابم خورده ناامیدم نسبت ب خانوادم سرد شدم دلم میخاد پسر باشم . دخترا مشکلای زیادی دارن نمیتونم قبول کنم دخترم و همونزور ک میدونید تغییر جنسیت هزینه زیادی داره این روزا به اندازه ده سال پیر شدم با اینکع فقط ۱۵ سال دارم خیلی چیرا دو میدونم ک نباید بدونم ار اندامم بدم میاد از خودم بدم میاد دلم نمیخاد ب آینه نگاه کنم دلم میخاد تنها باشم رفیقمو دوس دارم اصلا دیگه کار نمیکنم تو خونه متنفرم حتی از زنوگی بدم میاد

ببین این که احساس شرمندگی نداره. منم یه حس تقریبا مثل تو دارم. ریشه ی مشکلتو پیدا کن. اون مشکلی که تو ذهنته رو حل کن.

چند روز بود منتظر فرصت بودم تا خودکشی کنم اما نمی شد امروز تو خونه تنها شدم دیگه واقعا تصمیمو گرفته بودم اما تیغو که تو دستم گرفتم یه لحظه کل خونوادم اومد جلو چشمم احساس نفرت کردم برای اینکه خودکشی نکنم ترجیح دادم با خودزنی یه جوری خودمو اروم کنم اما تا کی باید خودزنی کنم؟

سلام.۲۷سالمه‌.من‌افسردگی‌دارم‌واقعاخسته‌‌شدم‌نه‌میتونم‌فکرکنم‌نه‌میتونم‌غذابخورم‌حتی‌ازکارای‌روزانم‌عاجزشدم‌خسته‌شدم‌ازاین‌حالم‌دلم‌برای‌بچم‌وشوهرم‌میسوزه‌اوناچه‌گناهی‌دارن‌گرفتارمن‌شدن.امیدبه‌هیچی‌ندارم‌دلم‌میخپادبمیرم‌یه‌بارخودکشی‌کردم‌ونتیجش‌حرف‌دوروبریم‌شد‌نمیتونم‌بخاطرعزیزام‌واوارگی‌بچم‌کاری‌کنم‌مگرخداجونموبگیره.خیلی‌حس‌بدیه‌خسته‌شدم‌خداااکمکم‌کن‌دستموبگیر‌خدایاهیچ‌بنده‌ایت‌رودچارافسردگی‌نکن.اشک‌ازچشمم‌‌بیخودمیریزه‌امیدی‌به‌روزام‌ندارم‌‌دلم‌میخوادبیهوش‌باشم‌.

دوست پسر من افسردگی شدید گرفته
چه جوری میتونم کمکش کنم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.