Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!
ثبت نام در طرح درمانی جامع مشاوره
خود بیمار انگاری

رزرو وقت مشاوره حضوری

خود بیمار انگاری : آیا ممکن است کسی با یک سرفه‌ی ساده بمیرد؟

اختلال اضطراب بیماری یا خود بیمار انگاری (hypochondriasis) یک نوع اختلال است در آن فرد توهم یک بیماری جدی را در خود احساس می‌کند و خود را در معرض خطر مرگ می‌بیند. افراد مبتلا به این اختلال گاهی ممکن است یک بیماری را به درستی تشخیص دهند، اما در اکثر موارد هیچ خطر جدی‌ای آن‌ها را تهدید نمی‌کند و اضطرابی که فرد نسبت به داشتن این بیماری دارد بیش از حد است.

ضرب‌المثلی درباره‌ی مرگ وجود دارد که می‌گوید:

برای میلیون‌ها نفر یک سرفه فقط یک سرفه‌ی ساده نیست!

و با هیچ تضمینی نمی‌توان برای این افراد را بر خلاف این عبارت را ثابت کرد. اما تداخل بین ذهن و بدن طوری است که همه‌ی ما ممکن است کمی از این حس را داشته باشیم.

من خواهم مرد!

من می‌دانم که خواهم مرد! چون… خب… چون می‌دانم! من مطمئنم. می‌توانم با تمام حسش کنم.

+دردی که در سمت چپ شکمم داشته از بین نرفته است. الان نزدیک به هشت الی نه ماه است که من این درد را دارم. آزمایشات مختلفی داده‌ام تا جواب درستی از پزشک‌ها بگیرم. سه پزشکی که به نزد آن‌ها رفتم گفتند که مشکلی ندارم، اما آن‌ها در اشتباهند. بنابراین آنقدر به دنبالش خواهم بود تا مطمئن شوم. آیا شما فکر می‌کنید که من حالم خوب است؟

-بله من شکی ندارم که هیچ مشکل جدی‌ای نداری! همه حرف مرا تایید می‌کنند. تو 37 سال داری و هر هفته ورزش می‌کنی، بدنت هم تا به الان مشکلی نداشته! تو قطعا سالمی!

+من باور نمی‌کنم! ای کاش می‌توانستم باور کنم!

این مکالمه‌ی کسی است که به خود بیمار انگاری مبتلاست. این فرد معمولا اغلب اوقات با ترس از مرگ زندگی خود را می‌گذراند.

خود بیمار انگاری
فرد مبتلا به خود بیمار انگاری هر علائم ساده‌ای را برای خود یک هشدار جدی قلمداد می‌کند.

علائم اختلال خود بیمار انگاری

افراد مبتلا به اختلال خود بیمار انگاری سطح اضطراب بالایی درباره‌ی سلامتی خود دارند و به راحتی زنگ خطر بیماری را در خود احساس می‌کنند. برای مثال با شنیدن بیماری یکی از نزدیکان و یا بیماری‌ای که در رسانه‌ها درباره‌ی آن صحبت می‌شود، به دنبال نشانه‌های این بیماری در خود می‌گردد. این افراد مکررا بدن خود را برای مطمئن شدن بررسی می‌کنند. برخی از این افراد نیز از شرایطی که ممکن است موجب بیشتر شدن اضطراب آن‌ها شوند اجتناب کنند، مانند معاینه‌ی پزشک، ملاقات بیماران، مراجعه به مراکز بهداشتی و… . حتی اگر این افرا به پزشک مراجعه کنند به سختی قانع خواهند شد که هیچ مشکل فیزیکی ندارند و معمولا به پزشک‌های متعددی مراجعه می‌کنند.

در واقع گاهی علائم این اختلال تا حدودی مشابه اختلال وسواس اجباری است، فرد مبتلا احساس می‌کند مجبور به انجام یک روند تکراری برای بررسی خود و رسیدن به اطمینان است. این برای اطرافیان نیز ممکن است بسیار آزاردهنده شود، چرا که تک تک این بررسی‌ها زمان زیادی از او و اطرافیان نزدیکش گرفته و گاهی مجبور است هزینه‌ی زیادی نیز صرف کند.

اختلال خود بیمار انگاری معمولا نشانه‌ها و علائم فیزیکی ندارد. اضطرابی که فرد بروز می‌دهد ناشی از مشکلات فیزیکی او نیست بلکه حسی است که فرد نسبت به خود دارد و کوچکترین مشکلات جسمی را برای خود بسیار بزرگ می‌پندارد. نگرانی و اضطراب در مورد این بیماری ممکن است بسیار شدید باشد به صورتی که این اضطراب جزوی از شخصیت وی شود. بیماری موضوع اکثر مکالمات او با آشنایانش است و هرگونه وقایع استرس‌زا در زندگی موجب افزایش اضطراب او می‌شوند. حس اضطراب در فردی که به خود بیمار انگاری مبتلاست، ممکن به دیگران نیز منتقل شود و یا آن‌ها را نیز آزار دهد. از طرفی این احساسات و اضطراب‌های شدید ممکن است روابط او با دیگران را نیز دچار مشکل کند.

اختلال خود بیمار انگاری
حس اضطراب در فردی که به خود بیمار انگاری مبتلاست، ممکن به دیگران نیز منتقل شود.

روش درمان خود بیمار انگاری

افراد مبتلا به خود بیمار انگاری، بیشتر از بیماران دیگر در مطلب پزشکان و روانپزشکان حضور دارند، زیرا اکثر آنان باور دارند که دچار یک اختلال روحی و روانی شده‌اند. برای افراد این چنینی بسیار معمول است که به پزشکان مختلفی برای تایید سلامتی خود مراجعه کنند. محدود کردن مراجعات او به پزشک یکی از مهم‌ترین روش‌هایی است که روانشناسان به کار می‌گیرند و از آزمایشات و روش‌های بیشمار آنان برای پیشگیری و درمان، جلوگیری می‌کنند.

روان‌درمانی یکی از روش‌های موثر برای درمان این بیماران به شمار می‌رود. در این روش نیز متخصصین بسته به میزان شدت این اختلال در شما و اضطرابی که در طول روز دارید مهارت‌های مهار این احساسات و کنترل اضطراب را در اختیار شما قرار می‌دهد.

 

یه خبر خوب

فول فکر امکان استفاده از مشاوره روانشناسی بصورت آنلاین و با استفاده از روانشناسان باتجربه فراهم کرده. شما می توانید از طریق گفتگوی متنی و صوتی با مشاوران ارتباط برقرار نمایید.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

مشاوره روانشناسی

دوست داشتم: 55
دوست نداشتم: 13
میانگین امتیازات: 4.23

16 دیدگاه در “خود بیمار انگاری : آیا ممکن است کسی با یک سرفه‌ی ساده بمیرد؟

واقعاااا نوشتهاتون جالب بود..منم دقیقا همینطورم همش احساس میکنم که الان اپاندیسم میترکه از بس دکترم رفتم و پول دادم خسته شدم..توی ۱ ماه ۱۰ بار دکتر و بیمارستان رفتم

خدایا کمکم کن من فقط پانزده سالمه ولی از چهار سال پیش تا الان هر روز میگم اینجام درد میکنه اونجام درد میکنه و هر وقت هم رفتیم پیش دکتر و آزمایش دادیم سالم بودم و الکی بود تا حالا هزار بار دکتر رفتیم و هر هزار بارش الکی بوده دارم دیوونه میشم دیگه نمیتونم از زندگی لذت ببرم هر وقت میام تو اینترنت دنبال نشانه های بیماری ها هستم خدایا منو شفا بده دیگه خسته شدم

سلام من یک سال درگیراین بیماری شدم هردفعه ام احساس میکنم یه جای بدنم سرطان داره هرکی درباره یه مریضی حرف میزنه همونوتوبدن خودم احساس میکنم دیگه واقعا خسته شدم

منم همینطورم…از تابستون تا الان همش فکم میکنم مریضم و هردقیقه یه مریضی رو فکر میکنم…ی بار فک میکنم ایدز دارم…ی بار فکر میکنم مرض کبد و معده دارم،،،ی بار فکر میکنم سرطان دارم. یه بار فکر میکنم سر ام مشکل بدی داره…همش تو مطب دکترهای مختلفم و ازمایش رو ازمایش و چک ،،،
یاهرکی از یک مریضی حرف میزنه میگم وای پس من علایمم واسه این بیماری هست….دیگه کلافه شدم،،،دیوونه شدم،،،همه ازم خسته شدن،،،هردکتری میرم میگه باید بری رفتاردرمانی کنی،،،

منم اینجوریم انقدراسترس میگیرم این فکرارومبکنم ک شباکابوس میبینم هرروز دکترم ولی چیزیم نیس دارم دیونه میشم خسته شدم ازاین فکراخدا

سلام من چند سالیه که با این مشکل درگییرم و در پاییز و زمستان هم بدتر میشه به طور کلی شدتش کم و زیاد میشه با یه درد کوچیک ساده به خودمممیگم همون قسمت دچار سرطان شده .واقعا درمانده شدم

سلام دوستان گل … امیدوارم این متن کمکتون کنه دوستان من خودم یک خودبیمار انگار بودم که از اینکه نکنه گوشم مشکل داشته باشه(مدت چند ماه) نکنه سرطان معده(فکر کنم یک سال و نیم حدودا) و قبلا از اینم ترس از اینکه داشته باشم … و در حال حاضر درمان شدم به لطف مشاور خوبم خواستم بگم اگه از این دسته اید بدونید درمانش وجود داره و راهکار هایی مثلا درمان cbt , مواجه شدن با ترس ها داره و … و من مطمئنم از منم زود تر خوب می شید.

سلام،میشه مشاورتونو به ما هم معرفی کنید؟

یا تا یه جایی ازبدنم یکم درد گرفت میگم لابد مرضه بدی گرفتم و فکر رو فکر

با سلام من پنج ساله که درگیرم با این مسئله همش فکر میکنم یه جام سرطان داره سرطان شده کابوس زندگیم‌. نمیدونم چطور میتونم نجات پیدا کنم. این مشکل من خودش مثل سرطانه البته سرطان روح واقعا از کار و زندگی عقب انداختم مثل خوره وجودم رو گرفته. چشم درد که دارم فکر میکنم یه غده بدخیم پشت چشامه یه مدت دارو مصرف میکنم فکر خوب میشم بعد یه مدت دوباره شروع میشه. دست خودم نیست واقعا خسته شدم.

من چندسالی هست که دچار این بیماریم البته تازه فهمیدم که یه نوع بیماریه وسواس گونس ولی باز مثل همیشه همش فکر میکنم مریضم،یه مدت فکر میکردم تو سینم غده هست و همش فکر و خیال اونو داشتم یه مدت فکر میکردم قلبم مشکل داره ولی نداشت الانم وقتی سرمو میزارم رو بالش سردرد میگیرم همش فکر میکردم تومور تو سرمه دوبار رفتم ام ار آی و چیزی نبوده ولی باز خیالم راحت نشده اگه تو صحبتم تپق بزنم همش با خودم فکر میکنم علائم توموره یا چشمم اگه یکم تار ببینه فکر میکنم تومور داره فشار میاره،نمیدونم فقط از خدا میخوام بهمون آرامش بده

سلام من چند سالیه که با این مشکل درگییرم و در پاییز و زمستان هم بدتر میشه به طور کلی شدتش کم و زیاد میشه با یه درد کوچیک ساده به خودمممیگم همون قسمت دچار سرطان شده .واقعا درمانده شدم

دوستان سطح گابای مغزتون پایینه برای همین اضطراب دارین حالا بازم هرکی یه مشکلی داره.منکه ترک متادون داشتم واقعا سمت چپ معده ام درد فیزیک دارم که با دارو حتی درمانم عقب افتاد با گاباپنتین که اگه ولش کنم دنیا سرم خراب میشه.دوستان ورزش تنها راه درمان و ویتامین ب6و12

سلام منم وسواس فکری و خود بیمار انگاری دارم.دارم دیوونه میشم ولی ته دلم امید دارم یکم به آینده .فکر کنم این مریضی زمستونا بدتر میشه من تو نوزده سالگی چند ماه درگیرش بودم خوب شدم فقط با نماز خوندنو با خدا حرف زدن و دعا کردن الان35سالمه دوباره با مرگ یکی از اقوام که سرطان داشت شروع شددوتا بچه دارم همش فکر میکنم سرطان دارم آلزایمر دارم ام اس دارم دیوونه شدم همه رو نگران کردم کاش همه خوب بشیم چقدر بد ذهنم یه لحظه آروم نمیگیره

خدا برای همه مریضای روحی و روانی واقعا صبر و شفا بده , مریضیه جسمی هم سخته ولی این استرس ادمو از پا درمیاره , البته اینم بگم حساس بودن دلیل اصلیه این بیماری هاس , برا هممون دعا میکنم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.