Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!
بهترین راه درمان افسردگی

بهترین راه درمان افسردگی چیست؟

آیا تا به حال به بهترین راه درمان افسردگی فکر کرده‌اید؟ افسردگی نه تنها کیفیت زندگی شما را پایین می آورد بلکه باعث می شود در زندگی افرادی که با شما زندگی می‌کنند اختلال ایجاد شود و جامعه‌ای که در آن هستید را نیز دچار مشکلات فراوانی کند. اما باید بدانید برای درمان افسردگی، این معضل همه گیر، روش‌های موثر زیادی  وجود دارد. جلسات روان درمانی، درمان دارویی و تغییرات در سبک زندگی افراد می تواند از روش های درمان افسردگی باشد.روش هایی که با توجه به شرایط و موقعیت افراد فرق خواهد کرد.

زمانی که شما افسرده هستید ، احساس می کنید هرگز از این سایه تاریک بیرون نخواهید آمد. با این همه باید بدانید که سخت‌ترین و شدیدترین افسردگی‌ها قابل درمان هستند. بنابراین اگر افسردگی عاملی است که باعث شده شما آنطور که دلتان می‌خواهد زندگی نکنید، بدون تعلل و ذره‌ای شک به دنبال کمک باشید. دانستن در مورد گزینه های درمان افسردگی به شما کمک می‌کند تا انتخاب بهتری برای شرایط افسردگی خودتان داشته باشید. از جلسات مشاوره روان درمانی، درمان دارویی، درمان افسردگی بدون دارو تا تغییرات سبک زندگی ،درمان‌های موثری هستند که شما از هر کدام و یا ترکیبی از آن ها می توانید برای فائق آمدن بر این مشکل استفاده کرده تا دوباره احساس خوشحالی و امید به شما باز گردد.

بهترین راه درمان افسردگی

بهترین راه درمان افسردگی

گزینه های درمان افسردگی من چیستند؟

همان طوری که هیچ دو فردی به صورت یکسان با موضوع افسردگی برخورد نمی‌کنند ، هیچ راه درمان افسردگی یکسان و فراگیری هم وجود ندارد که برای همه‌ی افراد مناسب  باشد. روشی که روی یک فرد جواب می‌دهد ممکن است روی فرد دیگر هیچ جوابی ندهد. حقیقت این است که بهترین راه درمان افسردگی می‌تواند این باشد که نسبت به راه‌های موجود اطلاع کافی داشته باشید و با توجه به نیازهای فردی در درمان خود از آن ها استفاده کنید.

بهترین راه درمان افسردگی

تا آنجایی که می توانید در مورد افسردگی خود اطلاعات داشته باشید

نکته مهم این است که معین کنیم که علایم و نشانه‌های افسردگی شما به علت بیماری زمینه‌ای است یا خیر .اگر این موضوع صحت دارد ابتدا بهتر است که به درمان آن بپردازیم . فاکتور مهم بعدی میزان شدت افسردگی است که هر چقدر این میزان بیشتر باشد آنگاه شما نیاز به درمان قوی‌تری خواهید داشت.

پیدا کردن راه درست درمان افسردگی زمان بر خواهد بود

ممکن است پیدا کردن بهترین و موثرترین راه درمان افسردگی شما کمی زمان بر باشد و برای رسیدن به آن نیاز به آزمون و خطا باشد. به طور مثال ، اگر نیاز به جلسات مشاوره دارید ممکن است چند روانشناس مختلف را ملاقات کنید تا در نهایت کسی را بیابید که با او حس بهتری داشته باشید. یا ممکن است داروهای ضد افسردگی را امتحان کنید ، یا فقط برای اینکه متوجه بشوید که به آن نیازی ندارید روزانه نیم ساعت پیاده روی کنید. نسبت به این تغییرات با دید بازتری عمل کنید و نسبت به آن ها گارد نگیرید.

فقط روی درمان دارویی تکیه نکنید

این که درمان‌های دارویی علائم افسردگی را کاهش می‌دهند حقیقت دارد اما این گزینه برای طولانی مدت انتخاب مناسبی نخواهد بود. روش‌های دیگر مثل تمرینات روزانه و یا جلسات روان درمانی نه تنها می‌تواند به اندازه‌ی روش درمان دارویی موثر باشد بلکه شاید تاثیر بیشتری هم بگذارد و نکته مثبت آن این است که از عوارض جانبی خبری نخواهد بود. اگر پزشک شما تشخیص داده است که روش درمان دارویی برای درمان افسردگی شما روشی موثرتر است باید بدانید که زمانی درمان دارویی بهترین جواب را خواهد داد که شما در کنار آن تغییرات مثبتی در روش زندگی خود ایجاد کنید.

بهترین راه درمان افسردگی

بهترین راه درمان افسردگی

 حمایت افراد دیگر

هر چقدر روابط اجتماعی پربارتری داشته باشید از افسردگی  بیشتر در امان خواهید بود. اگر احساس کرده اید که به بن بست رسیده اید ، برای صحبت با اعضای خانواده و یا دوستان نزدیکتان که قابل اعتماد شما هستند تعلل نکنید و یا حتی بدنبال روابط جدید مثل گروه های حمایتی اجتماعی باشید. این که از کسی کمک بخواهید نشانه ی ضعف شما نیست و به این معنا نخواهد بود که بار این قضیه را به دوش دیگران بگذارید .لازم است بدانید گاهی همین صحبت های رو در رو ساده کمک شایانی به شما خواهد کرد.

درمان نیازمند زمان و تعهد شماست

تمامی راه های درمان افسردگی زمان بر خواهد بود. و این زمان بر بودن ممکن است شما را خسته کند . اما باید بدانید این قضیه کاملا طبیعی بوده و عمومیت دارد.

تغییرات در سبک زندگی: بخش مهم و اساسی در درمان افسردگی

تغییرات در روش و سبک زندگی شاید بنظر ساده بیاید اما ابزاری بسیار قدرتمند است برای درمان افسردگی محسوب می شود. شاید گاهی تمام چیزی که شما نیاز دارید همین باشد. اما این تغییرات شامل چه مواردی می تواند باشد.

تمرینات بدنی روزانه

ورزش روزانه و تمرینات بدنی مستمر می تواند به اندازه ی درمان های دارویی موثر باشد. ورزش باعث می شود تا سروتونین ، اندورفین و دیگر هورمون های شیمیایی بدن شما بالا رود که در نتیجه باعث می شود سلول های مغز و ارتباط بین آن ها کارایی بالاتری داشته باشد. کاری که در درمان دارویی بر عهده داروهای ضد افسردگی است. لازم نیست حتما ماراتن شرکت کنید ، حتی راه رفتن روزانه نیم ساعت تغییرات بزرگی را ایجاد خواهد نمود. برای اینکه نتیجه بهتری بگیرید تمرین ایروبیک نیم ساعت تا یک ساعته را در طول روزهای هفته امتحان کنید.

تغذیه مناسب

تغذیه مناسب کلید داشتن سلامت فیزیکی و روانی افراد است .در طول روز وعده های کوچک و مناسب داشته باشید تا باعث شود انرژی شما در روز بالا بماند. البته ممکن است به سمت غذاهایی با قند بالا گرایش پیدا کنید اما بدانید که ترکیبی از کربوهیدارت ها انتخاب بهتری برای شما خواهد بود.

خواب کافی

میزان خواب تاثیر بالای بر حال و هوای افراد دارد . زمانی که شما خواب کافی نداشته باشید علایم افسردگی شما بیشتر از قبل خواهد بود. کمبود خواب برای شما ناخوشایند بوده و منجر به ناراحتی و خستگی فراوان می شود. مطمئن شوید که در طول شبانه روز هشت ساعت خواب کافی خواهید داشت. تنها افراد کمی هستند که با خواب کمتر از هفت ساعت در شبانه روز همچنان عملکرد خوبی خواهند داشت.

کاهش استرس

و در نهایت سعی کنید تغییراتی را ایجاد کنید تا به شما کمک کند استرس خود را مدیریت کرده و از حجم آن بکاهد. استرس زیاد منجر به افسردگی خواهد شد و شما را در معرض آسیب قرار می دهد. به زندگی خودتان از زوایای مختلف نگاه بیاندازید و اگر رابطه و یا کار بیش از اندازه می بینید سعی کنید آن را حذف و یا به کمترین حالت برسانید.

یه خبر خوب

فول فکر امکان استفاده از مشاوره روانشناسی بصورت آنلاین و با استفاده از روانشناسان باتجربه فراهم کرده. شما می توانید از طریق گفتگوی متنی و صوتی با مشاوران ارتباط برقرار نمایید.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

مشاوره روانشناسی

دوست داشتم: 894
دوست نداشتم: 497
میانگین امتیازات: 1.8

127 دیدگاه در “بهترین راه درمان افسردگی چیست؟

دیگران به چه طریق میتوانند به فرد افسرده کمک کنند
راههای کمک دیگران راذکر کنید

دیگران هیچی چون فکر میکنم هیچکس به فکری دیگری نیست حتی عزیزانت چون شاید قادر به درک تو نباشند. پس باید خود فرد بخواهد تا بشود و روی دیگران حساب نکند

من به نظرم یه گروه افسرده ها دور هم جمع بشن حتی اگه شده توی یه گروه تلگرام از پیشرفتاشون بگن یا یک روز در میون از غماشون بگن

اگر افسردگی به دلیل ازدواج ناموفق‌باشد چه میتوان کرد؟

هرجا دیدی اشتباه داری میری ، اولین دور برگردون باید برگشت ، ادامه دادن مسیر اشتباه ، عواقب بد تری دارد

در مورد درمان افسردگی در اثر انتخاب غلط درازدواج و منجر شدن به طلاق برام لطفا توضیح بدین

من فک میکنم نامزدم دچاراختلال دوقطبیه قرص الانزاپین ریسپریدون و لیتیم میخورع اصلاازاحساس انگارهیچی نمیفهمه ب احساسات بی تفاوته فقط میادکارشومیکنه میره شباهم حتی نمیمونه و خیلی چیزای دیگه دلم خونه ازبس فککردم افسرده شدم زده شدم ازش بااینحالی ک این داروهارومیخوره اماسرموضوع کوچیک سریع اعصابش خوردمیشه صداشومیبره بالاواقعامیترسم اقای دکترمیشه کمکم کنیدجوابشوبرام شخصی ایمیل کنید بخوادبره دوس نداره همراش باشم همش احساس تنهایی میکنم باوجوداینکه نامزددارم یمدته کمترمیرم پیشش ازش فاصلع گرفتم اون احساسات منونمیفهمه درک نمیکنه دیدش بامت فرق دارع اون کلابابقیه متفاوته همه اطرافیانم میگن واقعاموندم چکارکنم

بهتر هست از مشاور آنلاین کمک بگیرین

اگه تا امروز ۵ آبان ۹۸ باهاش موندی٬همین فردا رهاش کن!تو اول در قبال خودت مسئولی…عمر و جوانی و فرصت یکبار زندگی کردنتو برای ادمی که می تونه همه این چیزا رو زهرمارت کنه حروم نکن.

دستی که داشتم بخاطر افسردگی خیلی منو اذیت کرد برای همین باهاش قهرکردم

ن عزیزان این فرد معتاد نیست قرصایی ک مصرف میکرد منم میکردم ی حالتی ک در پنجره همه باهات میحرفن یک سال طول کشید تا خوب شدم خیلی مریضی سختیه من امیدی به زندگی کردن نداشتم همش حس خودکشی قرصا جواب نمیدادن

با بقیه فرق دارع؟!!!! یا فرق داره؟ دارع یا داره؟!! راستی متفاوتع؟ یا متفاوته!!

بهش بی توجهی کن مثل خودش … ببین چه رفتاری میکنه . یه کتاب هست اسمش بیشعوریه ، یه کاری کن بخونه ، شاید تاثیرگدار باشه ☺

به فکر جدایی باشید قبل از اینکه آتیش بگیرید ، من توو ااین موقعیت بوده ام .

شوهرم منم دوران نانزدیم دقیقا همینطور بود

سلام ما یک مرد پیر در خانه داریم و همش بیقراری می‌کنه و افسردگی هم یه کمکی داره تو رو به خدا کمک کنید

دیگران اگر زخم زبان نزنند به افراد افسرده کافیست…افراد افسرده واقعا به کمک و حمایت نیاز دارند اما دیگران فقط به فکر آزار زبانی آن ها هستند چون فکر می کنند این بیماری ناشی از ضعف است در حالیکه به هیچ عنوان به ضعیف بودن مربوط نیست…

بنده خیلی خستم تنها آرزوم این بمیرم تازه اسیر این افسردگی شدم حدود دوماهیه یک هفتیه داروه مصرف میکنم رفتم پیش دکتر

شوهری دارم که افسرده شده زندگی برایم سخت شده

س خسته نباشی من خانومم چند وقت عصبی شده به حرف کسی گوش نمیده هر موقع هم صحبت میکنن اشنا ها، میگه از من خوشش نمیاد نمیخواد ادامه بده برای زندگی، این حرفارو بعد از 6 سال زندگی میگه، که در حال حاضر یه سال سر خونه خودمون هستیم بچه هم نداریم

خودت برا بهتر شدن زنگیت و حالت تلاش کن
فکر کمک بقیه نباش حتی خونوادتم

سلام
ببخشید افسردگی من دلیلش کارهای شوهرم هست واصلا حاضرنیس دست ازکارهاش برداره من باید چکارکنم .

سلام
ببخشید افسردگی من دلیلش کارهای شوهرم هست واصلا حاضرنیس دست ازکارهاش برداره من باید چکارکنم .

شما میتونید از یک مشاور با تجربه که در زمینه ی مشکل شما تخصص دارن کمک بگیرین

من به مدت سه سال هست که دچاروسواسم وجدیدا احساس میکنم دچارافسردگی وخستگی شدم ممنون میشم راهنمایی کنید

من حال روحیم خیلی بده تقریبا 5 یا 6 سال شایدم بیستر حالم بده دکترای زیادی هم رفتم فایده نداشته برام افسردگی اساسی و همینطور افسرده خویی دارم و درون گرا هستم توانایی سرکار رفتن و زندگی رو ندارم روزهای طولانی در خانه به سر میبرم ده روز یه دفعه به بیرون میرم درمان دارویی ام چند سال اجرا میکنم فقط آرزو میکنم وقتی میخوابم دیگه بیدار نشم و بمیرم ممنونمداگه بهم کمک کنید

درمان افسردگی چیست؟

به خودت ربط داره اگر ارادت رو تقویت کنی وبا فکر مثبت وباپشتکار وسمجی بسیار این کار(تلاش برای درمان روحی)را انجام بدی حتما جوابش رو می گیری

به معنویات بیشتر اهمیت بده و حسابی با خدا خلوت کن ایمانت محکم تر میشه و چند وقت بعد روند بهبودیت رو حس میکنی خانم مرینانی

درود.متاسفانه من درگیر این بیماری هستم و به شدت زندگی رو تحت تاثیر گذاشته و عملا زندگیم فلج شده.

سلام من 16 سالم
دوستم ندارم به خاطر رفتارم حتی خانواده هم ازم متنفرن
پرخاشگاری زیاد میکنم حتی کارم به جایی ریسیده که بارها به خودم گفتم برم بالا پشتبون خودم پرت کنم پایین تاهم اطرافیان آزار نبینن و هم من راحت بشم
قبلا درسم خوب بود ولی ی چند سالی درسام افت کرده
احساس سرگردانی میکنم
احساس میکنم دنیا منو نمی خواد
لطفا کمکم کنید

لازم نیست دنیا تو رو بخاد حتی خانواده هم همینطور تو برای خودت زندگی میکنی گور پدر همشون یه بار بدنیا میای یه بار هم میمیری اصلا نباید بازخورد بقیه انقدر برات اهمیت داشته باشه

۱ دکتر روان پزشک مراجعه کن و درمان دارویی رو شروع کن
۲ اول از همه خودت باید به خودت کمک کنی .یواش یواش با چیزای که میترسی روبه رو شو
۳ مثل یه بچه که دستشو میدهبه پدرش پدرش هر جا ببره بچه ه نمیترسه تو همدستتو بهده به خدا دیگه از هیچی نترس مطمعا باش جای بدی نمیبرتت
۴ مدرک تحصیلی یه توهمه دیپلمتو گرفتی بسه.از الان هم برو سرمایه گذاری تو بورس رو یاد بگیر نگران نباش با ۱۰۰ هزار تون هم میتونی شروع کنی
۵ به محیط اطرافت بیشتر محبت کن هم انسانها هم حیوانات هم گیاهان(مثلا غذا دادن به گربه های خیابان)
۶ صبور باش ممکن درمانت ۵ ۶ماه طول بکشه

سلام دوستان منم دو بار دچار افسردگی شدم یه بار وقتی 18 سالم بود و یه بار هم الان که 29 سالمه.یه 3 هفته هست که به روانپزشک مراجعه کردم و دارو داده و حالم روز به روز داره بهتر میشه .فقط چند تا نکته هست که به درمان کمک میکنه رو میخام براتون بنویسم.
1-به خدای یگانه ایمان قلبی داشته باشید.همانند بچه ی که دستش را به پدرش میدهد و دیگر از هیچ چیز نمیترسد شما هم دستتان را به خدا بدهید مطمعن باشید جای بدی شما را نمیبرد
2-حدقال روزی نیم ساعت زیر نور مستقیم خورشید پیاده روی کنید چون باعث ترشح سرتونین میشود.
3-عسل . خرما. موز . اناناس.شکلات تلخ(درصد بالا) و سنجد رو هر روز مصرف کنید. چون سرشار از مواد غذایی که باعث جذب بهتر سروتنین میشه و احساس ضعف رو از بین میبره.(افراد افسرده بسیار تمایل به خوردن شیرینی جات دارند)
4-به هیچ عنوان تنها تو خونه نمونید.
5-هفته ی یکبار امپول نوربین بزنید چون ویتامین b6 برای تولید و جذب سروتونین لازمه
6-به طور داعم به رادیو وکتابهای صوتی وموسیقی ارامبخش و تلویزیون گوش بدیدو این که با خودتان حرف بزنید رو ترک کنید.
7-زمانی که در منزل هستید تمام لامپ ها روشن کنید چون نور مصنوعی هم به ترشح سروتنین کمک میکنه.
8-ورزش کنید تا عضلاتتان خسته شود. لازم نیست خیلی فشار بیاورید.
9-به محیط اطراف خود محبت کنید .هم انسانها هم به حیوانات و هم به گیاهان مثلا به گنچشکا غذا بدید.به گیاهان اب دهید و به دوستان خود صحبت کنید وبگویید که انان را دوست دارید.
10-احساسات خود برای کسی که باهاش راحتیت بگویید . وا گر کسی نیست بر روی کاغذ بنویسید( لزومی ندارد نظم و ترتیب داشته باشد)فقط بنویسید.
11- گریه کنید .گریه کردن باعث میشه احساسات بد شما خالی شود.
12- اگر مشکل کسب و کار دارید .سرمایه گذاری در بورس را یاد بگیرید چیز خوبیه به شرط اینکه خوب یاد بگیری.مزایای بورس(یاد گیری اسان از طریق اینترنت.نیاز یه سرمایه کم مثلا 100هزار تومن.سود خوب.عدم نیاز به مدرک (دیپلم کافیه).

مطالبی که نوشتی خیلی خوب و مفید بود زنده باشی و موفق

تونمیتونی باخودکشی خودتو راحت کنی

سلام و خسته نباشید…۱۹ ساله و افسردگی شدید دارم حس میکنم که تنهام و هیچکس هم درکم نمیکنه..از کل دنیا خسته و بی زارم …درس خوندن برام مثل مرگ شده وچند بار خواستم خودکشی کنم اما خانوادم مراقبم بودن ..تازگیا ی شکل دیگ شده پرخاشگر شدم و عذاب وجدان دارم نمیدونم باید چیکار کنم

شما باید بیاد داشته باشید که افسردگی آدم رو قوی تر می کنه یعنی اگه رها بشید از افسردگی شما از افراد دیگه چندین پله جلو هستید .. ☺

سلام خسته نباشین من دچار شکست مالی شدم بعدش دچار شکست عشقی شدم الانم دوساله روانی شدم نه میتونم کار کنم نه هیچی اواره شدم از این ور معتاد شدم یه مدت ترک کردم دیدم نمیتونم هیچ کاری کنم انگیزه مو از دست دادم دوباره موادبرداشتم تا حداقل خرج خودمو در بیارم راهنماییم میکنید

سلام..باید ریشه افسردگی اول پیدا بشه که هر فرد افسرده خودش ریشه افسردگیشو میدونه .
-ریشه افسردگی بعضی ها بخاطر طلاق و مسایل عاطفی
-و معمولا ریشه افسردگی در بیشتر افراد نبودن درآمد یا نبودن درآمد کافی در شرایط روحی سخت است.. با توجه به اینکه من شخصا دوبار اقدام به خودکشی کردم و خوشبختانه موفق نبود – تجربه ام اینه که اول و حتما به کسب درآمد بپردازید حتی درآمدهای کم و سپس انجام ورزش های مورد علاقه به طور روزانه بپردازید. از افرادی که باعث ناراحتی شما میشن دوری کنید حتی مادر -پدر -داداش -خواهر

یکی از راه های بسیار مهم این بتوان موقعیتی رو برایش ایجاد نمود که دور از تنهایی و بی قراری باشد و محیطی شاد و دور از استرس که بیشترمشغول باشد تا اینکه در یک گوشه بشیند و در خود خلوت نماید و استفاده از کارهای هنری و درگیر ورزش بودن نیز می تواند نتیجه ارزشمندی را به بار بیاورد

چند وقتیه ب هیچ چیزی حس ندارم تایک حرفی بهم میزنن بهم بر میخوره وبقض میکنم راسش خیلی خسته شودم همش دوست دارم همش تنهاباشم

اگه جوانی برا فقر بی پولی به گوه کشیده شده باشد چه گوهی باید خورد

سلام من یه چند وقتی میشه دچار افسردگی شدید شدم روزامو همش تو خونه میگذرانم وهیچ تمایلی به بیرون رفتن ندارم

دارو چه مدت تاثیر دارد ودرمان قطع میشود

سلام.خانم من مدت زیادی هست که از صبح که بیدار میشه بی‌قراری می‌کنه و خودش قبول داره افسردگی حاد داره.منم هر نوع دکتر و روانشناسی بوده بردم تا دکتر وثوق.ایشان دارویی تجویز کردن که بعد از شروع دوره منجر به غش و بی حالی به خانم من دست میداد و من مانع ادامه دوره شدم.از سمت خانواده ها هیچ نوع حمایت عاطفی نیستیم به همین خاطر و میگن که ما فیلم میکنیم چون همیشه ما شاد بودیم و همه خانواده روی انگشت ما می‌چرخیدن و شاد بودن و طور ساده به ما میگفتن سر خوش.اما بعد از ۳ الی ۴ سالی که این مشکل به وجود آمده باور نمی‌کنند.شبها خواب ندارن به کمک قرص های خواب آور مثل آلپرازولام و زولپیدیم و… چون زندگیمو دوست دارم و زنم تمام دارایی ام هست.
در ضمن ما با هم توی روابط زناشویی هیچ مشکلی نداریم.فقط نگید که برید مشاوره که این حرف کاملا برای من معنای خودشو از دست داده.ممنون میشم کمک کنید شده این پیام منو به دکترهای حاذق سایت به اشتراک بگذارید تا به من کمک کنند.با سپاس بی کران از سایت و مطالب بسیار با ارزشمند شما.

سلام من چند سالی هست از هیچی لذت نمیبرم و همه چیزبرام بی تفاوت است

سلام دوستان..
من یه دختر23سالم به شدت به پوچی رسیدم و فک کنم افسردگی دارم دستو دلم به هیچی نمیره همه چیو نصفه نیمه ول میکنم هرکاری رو شرو کنم تا تهش نمیرسونم تا حالا دو خودکشی ناموفق داشتم کلا داغونم و ادامه زندگی برام سخته سخته از درس و زندگی کاملا عقب افتادم خانوادمم ازم خسته شدن و پشت سر سرزنشم میکنن چن سالی هست درگیرم و واقعا خسته شدم..اگه شماها زندگی اروم و نسبتا نرمالی دارید باید بگم خوشبحالتون..

سلام.برو دنبال درمان .تحقیق .تحقیق.تحقیق
حتما فکر میکنی درمان نداره که این خودش از نشانه های افسردگی هست. ولی باید دنبال درمان رفت.
تجربه اش را دارم

من میخام مشاوره آنلاین بگیرم نمیشه امروز و فردا و پس فردا اصلا ماه دیگش صفحش کامل سفیده روی ساعتشم کع میزنم میگه شما تنها در زمان خالی میتوانید رزرو کنید باید چیکار کنم

سلام.منم همین مشکل رو دارم میشه چندتا سوال بپرسم؟؟؟

سلام دوستان منم پنج شش ساله بااین بیماری گرفتارم ولی یه مدته نورتریپتیلین ده میخورم وخیلی حالم بهتر شده دنبال د رمان باشید از تنهایی وخونه موندن دوری کنید با دوستاتون بیشتر باشید ویادتون باشه خدا همیشه با ماست شاید ما انتخاب شدیم برای این امتحان

سلام چطوری برای مشاوره آنلاین پرداخت کنیم؟
از حساب خطمون کم میشه آیا؟

ای خدا این مشاوره ها هم که همش پولیه افسردگی نمیشه با این ها درمان کرد

سلام بدون تعارف وکنایه بنده همدرد شما هستم درایران ومشکلات تحریم وبی پولی کم درامدداشتن وانگیزه کم بسیارزیادشده درافراد وسنین مختلف به نظربنده یک کلینیک رهایی ازافسردگی درایران وتمام مناطق رایج بشه چون کمتراز اعتیاددرکشورنیست ان کلینیک دار برای نجات زندگی مردم درصورتی که افسردگی هم رهایی ازان نجات بزرگتریست!

سلام مادرم افسردگی فصلی داره ۶سال پیش بهارها اینجوری میشد امادرمان شدحالا پاییزه و باز بی قراره
چیکارکنم؟

سلام به همه ی دوستان افسرده من خدارو شکر اصلا افسردگی ندارم اما این حالتم رو مدیون این هستم وقتی خیلی ناراحت و غمگین میشم سریع یک جایگزین خوب برای خودم پیدا میکنم کوه میرم با دوستام میرم بیرون کتاب چهار آثر فلورانس عالیه و از همه مهم تر ورزش میکنم و به همتون میگم هیچ کس به اندازه خودتون نمیتونه به خودتون کمک کنه من اینو خیلی تجربه کردم از صمیم قلبم برای همتون آرزوی سلامتی میکنم

من به خانوم ها رقص و ورزشو پیشنهاد میکنم چیزی که به نظرم درمان اصلی این بیماری هست روانشناسی عمقی و ورزشه ؛و قرار گرفتن در طبیعت !چیزی که تویه این بیماری خیلی مهمه دیدگاهه فرده وتنها نزاشتن شخص افسردست واین به معنی چسبیدن بهش نیس حرفاش رو بشنوید از تجربیات آدمای موفق که تویه برهه این مریضیو داشتن براشون بگین تشویقشون کنین برای شروع کاری که بهش علاقمندنو حس ارزشمندی ازش میگیرن

من خودم این روزهارو با پوست و استخوانم درک میکنم و واقعا این روزا رو کشیدم ،برای رهایی از این مسئله فقط و فقط خودم به خودم تونستم کمک کنم کنم ،من توی گروههای کوهنوردی ثبت نام کردم،اگرچه اوائل اردو رفتن برای من سخت بود و ارتباط با اونها برام مشکل بود ولی بعد از یه مدت برام خیلی لذت بخش شد،طبیعت واقعا آرومم میکرد و بعد ارتباط با ادمها منو از خیلی فکرو خیالها در آورد .
به نظر من هر کس باید ببیند قبل از افسردگی از چی لذت میبرده،حتی اگه الان لذت نمیبره به اجبار خودش اونکار ها رو دوباره شروع کنه و انجام بده به جای مصرف دارو خودش رو مجبور کنه به انجام فعالیتهایی که قبلا براش لذت بخش بوده

سلام خدمت شما، نوجوانی 17 ساله هستم که دچار افسردگی شدم البته خفیف و تنها راه درمان این بیماری فقط شکرگزاری از خداوند و نگاه به مثبت های زندگی هست .اگه شما هم همش بی حال و بی حوصله هستین و توی همه کارهای خودتون تنبلی میکنن دچار افسردگی شدین ، توصیه میکنم حتما کتاب معجزه شکرگزاری از راندا برن را بخونین همه کتابخونه ها هم این کتاب معروفو دارن . مطمئنم حالتون خوب میشه . قرار نیست که تا اخر عمر این وضعیت را داشته باشین و خودتون باید این وضعیت را تغییر بدین ، از خدا کمک بخواین

کاملا درست هیچ کس به اندازه خودتون نمیتونه به خودتون کمک کنه از جا پاشید و امید داشته باشید

من باید چی کار کنم احساس میکنم هیچکی تو دنیا دوسم ندارم و حالم خیلی خیلی بده هرروز گریه میکنم و بعضی اوقات رو خودم کار میکنم خوب میشه ولی بعد یکی و دو هفته دوباره برمیگردم به نامیدی شدید M

به خدا توکل کنید هیچ چیزی در زندگی اتفاقی نیست خدا میدونه که حال ما چطوره و چه میکنیم مطمعن باشید خدا کمکتون میکنه فقط توکلتون به خدای بزرگ باشه

منم جدیدا اینطوری شدم کلا حال عجیبی دارم دو سال پیش بخاطر ریفلاکس معده استرس شدیدی گرفتم پیش چند تا دکتر رفتم خوب نشدم بعد رفتم روانپزشک یک سالو نیم قرص مصرف کردم بعد با میل خودم به دکتر گفتم دارو هامو قطع کنه،چون کلا خوب شده بودم بعد دو ماه پیش دوباره دچار استرس شدیدی شدم بعد افسردگیم برگشت این دفه کلا حالاتم فرق میکنه کلا یه جوریم از همه چی بدم میاد خاطرات یه طوری تو ذهنم میاد همش بدبینم

کاملا درست هیچ کس به اندازه خودتون نمیتونه به خودتون کمک کنه از جا پاشید و امید داشته باشید

سلام یکی از اعضای خانواده ام دچار افسردگی شده من واقعا نمیدونم باید چیکار کنم نسبت به همه چی نگرانه باهیچکسم در ارتباط نیست نمیدونم باید چیکار کنم تمایلیم به بیرون رفتن نداره خواهش میکنم کمک کنید

سلام نمیدونم این پیامو میخونی یا یا اگه میخونی چه فکری میکنی ولی اگه میشه تو تلگرام بهم پیام بده چون همدردیم گفتم i_nnavid@

سلام… من در بیست و پنج سالگی فهمیدم فشارخون دارم و این موضوع من رو بهم ریخت چند ماهی گذشت تا علائم افسردگی و اضطراب که قبلا به صورت خیلی کم داشتم بیشتر و بیشتر شد، به همراه حملات پانیک، وسواس در مورد شرایط سلامت بدنم، بیخوبیهای ممتد و طولانی شبانه و… پیش دکتر اعصاب و روان که رفتم سرترالین تجویز کرد… به نظر سودمند اومد اما من باز هم توو خونه خودم رو حبس میکردم و نهایتا برای دکتری درس میخوندم تا اینکه روند واقعی خوب شدنم رو وقتی درک کردم که به سربازی رفتم، عجیبه، قبلش شدیدا استرس داشتم که من با این شرایط چطور میتونم خدمت کنم، من حتی از خونه هم دیگه نمیتونستم بیام بیرون، چطور توو محیط پراسترس سربازی دووم بیارم… اما کاری بود که باید میکردم… به خدمت رفتم . حقیقتا برای خودم غیرقابل باوره… بواسطه ی این که به یک محیط قانون مند (که صبح سر موقع پاشی، سر موقع نماز بخونی، نظافت کنی، شب سر موقع بخوابی، سر موقع و به اندازه غذا بخوری و با آدمهایی که مثل خودت سرشون رو تراشیدند و لباس خدمت دارن زندگی کنی) به یک محیط همراه با مسئولیت وارد شدم و احساس کردم هر چند کوچیک و ضعیف، میتونم به دیگران کمک کنم، بعد از چند هفته شرایط خیلی بهتر شد، در ضمن نه پارتی داشتم نه هیچ آشنایی که جای خوب خدمت کنم… محل خدمتم جزو شلوغ ترین و اعصاب خورد کن ترین جاهایی بود که یه سرباز میتونه بره، همه میگفتن تو چطور اینجا رو تحمل میکنی ما یه ساعتم نمتونیم جای تو باشیم ولی من میتونستم و اینکار اونقدر من رو از لحاظ جسمی خسته میکرد که منی که با دو تا قرص الپرازولام بعد از دو ساعت خوابم میبرد حالا بی هیچ قرصی رو صندلی میخوابیدم… افسردگی من به طرز فوق العاده ای بهتر و بهتر شد… و حتی به منبع شادی و ارامشی هم برای بقیه ی سربازا تبدیل شدم، هر کسی که من رو میدید میگفت تو بهترین سرباز این پادگانی با همه خوبی همه هم با تو خوبن و این بازخوردهای مثبت بیشتر بهم انگیزه میداد. به نظر من وقتی شما خودتون رو در شرایط تنهایی و غم افزا قرار میدین باید هم نتیجه ی خوبی نگیرین حتی با خوردن قرصهای ضدافسردگی… این یک سیکله، افسردگی و اضطراب باعتث تنهاییه و تنهایی باعث افسردگی و اضطراب، اما از یک جایی باید این سیکل قطع بشه… البته من که خودم یه روز درگیر این مسئله بودم برام کاملا وضعیت ادمهای مثل خودم روشنه گفتن بعضی چیزا راحته اما عمل کردن بهش سخته و چیزی هم نیست که انتظار داشته باشی ظرف یکی دو روز حل بشه… این شرایط ادامه داشت تا اینکه من از خدمت برگشتم، بیکار بودم و توو خونه خودم رو مشغول خوندن برای کنکور دکتری کردم، و نکته ی جالب اینکه دوباره علائم افسردگی به سراغم اومد، حتی بدتر از قبل چون دکترم بهم گفت تو حالا علاوه بر مشکلات روحی قبلیت، مشکلات جسمی جدیدی رو هم پیدا کردی… این موضوع برام مهم نیست بدن ماده است برای مریض شدنه یا راهی برای درمان هست یا نه، اما چه باشه چه نباشه من راهم رو پیدا کردم و حالا خیلی خوب میدونم چطور باید با شرایط جدید نه چندان خوبم مواجه بشم و اونها به این صورتند: قرصای ضدافسردگی و اضطرابم رو ادامه میدم، هر روز به طور سبک ورزش میکنم (پیاده روی یا دویدن نرم)، با دوستای قدیمم قرار میذارم یا به اونها زنگ میزنم یا حتی یه اس ام اس بهشون میدم، از افرادی که حس بدی بهم میدن کناره میگیرم، هر روز حداقل یک وعده ظهر یا شب رو به نماز جماعت میرم، بعد از هر نماز حداقل یک صفحه قرآن میخونم (آدم برای این کارها لازم نیست قدیس باشه، اسلام خیلی دین ساده و بی آلایشیه)، شبها قبل خواب یک کتاب خوب میخونم یا به اپلیکیشن ایران صدا گوش میدم یا یه فیلم کمدی میبینم، سیره ی علمایی مثل آیت الله بهجت یا مرحوم رجبعلی خیاط رو میخونم و بهش فکر میکنم، به تازگی به عنوان یه کارآموز ساده (نه یه مدیر یا نه یه کارمند با حقوق و مزایای بالا) وارد یک شرکت شدم و لااقل نصف روزم رو درگیر آدمهایی دیگه ای هستم که مشغولیت و تجربه ی خوبی برام هست و خوبم میدونم که دارم روز به روز توو این کار پیشرفت میکنم یا حتی اگه پیشرفتی هم نداشته باشم خیلی بهتر از اینه که بخوام خودم رو توو یه اتاق سه در چار حبس کنم و دوباره به همون سیکل معیوب برگردم. و نکته ی آخر اینکه تصمیم گرفتم دیگه از هیچ کس، هیچ چیز حتی خودم انتظار نداشته باشم که فلان کار باید بشه یا فلان اتفاق باید بیوفته یا من باید اینجوری باشم یا من نباید این جوری باشم و اینجور داستانها… یه کسی میگه: انتظار داشتن، حتی انتظار آرامش داشتن، ناآرامی میاره. شرایط رو باید پذیرفت باهاش کنار اومد و برای تغییر دل رو به دریا زد و این رو عمیقا درک کرد که بی عملی خیلی برای جسم و روح ما آسیب زننده تر هست تا فعال بودن.
ببخشید که خیلی حرف زدم. امیدوارم همگی در راهی که داریم موفق باشیم، انشالله… یاعلی

خیلی ممنون که خالصانه همه چیز را گفتید منم سعی میکنم کارهایی که شما پیشنهاد دادید را تا حد ممکن انجام بدم

بسیار عالی و ممنون از در اختیار گذاشتن تجربیاتتون

سلام
من یه پسر 22 سالم و افسردگی دارم. تقریبا هیچ چیز تو دنیا دیگه برام جالب نیست و از زندگیم خسته شدم. از طرف خونواده مورد بی توجهی و از طرف دوستام طرد شدم. فک نمیکنم کسی بدونه یا براش مهم باشه که افسردم. کسی میدونه باید چیکار کنم؟؟؟

تازگیا من خیلی زود گریم میگیره ودوست دارم بشینم یه جا وگریه کنم نمیدونم چم شده کسی میدونه چرامن اینجوری شدم .راهکاری هم داره؟؟؟؟لطفا به من بگین:/

سلام یه چندروزی هست که حس میکنم افسردگی گرفتم همش دوس دارم بشینم یه جا گریه کنم البته گریه هم که میکنم اروم نمیشم کسی میدونه مشکل من چیه یایه راهکاری بهم نشون بده؟

من يه دختر 16ساله هستم از 6سالگى صحنه هاي بدى از مادرم و پدرم ديدم كه الانم وقتى يادش ميوفتم حالم بد ميشه هميشه تنها بودم و گوشه گير باهيشكى دوست نميشم هيشكيو تو دنيا ندارم الان كه 16سالمه بدتر شدم پرخاشگر و عصبى شدم همش با خودم فك ميكنم هيشكى منو نميخواد هيشكى دوسم نداره فك ميكنم اضافيم خيلي تنهام غصه هامو تو خودم ميريزم الانم كارم به جايي كشيده كه خودزنى ميكنم انقدى كه پاهام و دستام جا ندارن گرايش پيداكردم به گل و ماريجوانا كاشكى من ميمردم و نبودم بدم مياد از خودم وبقيه از شما استدعا ميكنم كمكم كنيد!!!

سال های زیادی حال وروزم ثبات نداشت ومن نمیدونستم بخاطر اینه که ازخودم دورم کسی رو به اسم خودم نمیشناسم حتی خصوصیات اخلاقی که فقط وفقط مختص خودم باشه نمیشناسم حتی وقتی چشمامومیبندم قیافمونمیتونم تصورکنم
خودموبی ارزش میدونستم وجوری باخودم رفتارمیکردم که انگارموجودحقیری هستم انگارتصلاوجودندارم
باخوندن کتابای مختلف روانشناسی توی مدت ۳ سال ویه پیج عالی روانشناسی به اسم reality maindتازه فهمیدم دلیل مشکلات زندگیم روابطم شادنبودنم بیثباتیم اینه که ارزشی برای این هدیه ی گرانبها که خداوند دراختیارم گذاشته یعنی خودم وفرصت نفس کشیدنم قایل نیستم دیگه میدونستم که مشکل از کجا آب میخوره وبه طبع راه حلشوهم سریع پیداکردم وقتی یه بارطعم شیرین بودن باخودت رو در واقعیت درهمین لحظه ای که هست بچشی مشتاق میشی که بیشتروبیشترخودتوپیداکنی واین اشتیاق خودش میشه چراغ راهت برای فهمیدن خودت به هرچیزی که فک میکنی کمکت میکنه چنگ میندازی شکست میخوری اما پشیزی برات ارزش نداره ، ادامه میدی چون طعم احساس ارزش مندی روچشیدی، ازبعد ازاون سه سال زندگیم بگم..تاقبلش نمیدونستم مشکل کجاست سرخورده وناامید میشدم چندروز بعد شادشاد ، کورکورانه ازهرکسی تقلید میکردم به خیالی که شاید دردسرگردونیم دواشه اما بعد ازاین که فهمیدم مشکل اصلیم چیه تازه داستان شروع شد …. من به این باوررسیدم که اراده ی هرکس هویتشه ، بعدازاون سه سال تاز یک سالم درگیره اراده های قطع ووصلی بودم
اما به جرات میگم دوای هرکسی که از مشکلات زندگی رنج میبره فقط پیداکردن خودش و زندگی کردن با خویشتن واقعیشه واین کار به اراده شدیدی نیاز داره اراده ای که عادت های چندسالتونو تغییربده ،باورهای غلط ناخودآگاهتونو به خودآگاه بیاره وبعد باتغیر وجایگینی اونها باعادت های خوب وتمرین زیاد به ناخوآگاه ببره وقتایی که شدیداباخودمم اینقدر احساس ارزش دارم که درک بزرگی خداوند قلبمومیلرزونه ، ترس توی زندگیم هست اما تصمیم گیریام باشجاعت و شرایطم عوض نشده هنوزبیکارم هنوز پدربه شدت بداخلاقی دارم هنوز مادرم رفتارخوبی باهام نداره هنوز مشکل ظاهریمو دارم اما دیگه هیچ کدوم برام بزرگ ومهم نیستن ازوقتی که خودموبیشترشناختم وارزش خودموپیداکردم پدرم باهمه ی اشتباهاتی که درحقم میکنه برام عزیرترینه ومیدونم که قوربانی شرایط بد زندگیشه صبورترشدم وبامهربونی با اشتباهات تغییر ناپذیراطرافیانم برخوردمیکنم نگاهم به زیبایی های ظاهریم بیشترشده واون نقص دیگه اذیتم نمیکنه
واینکه همه ی این تفکرات جدیدی که ۲سالی هست پیداکرم ازته قلب باور دارم بخاطرهمینم تونستم این تغییروایجادکنم تغییری که روزی فکرمیکردم باید بمیرم ودوباره به شکل کس دیگه ای به دنیابیام تابتونم درست زندگی کنم

6 ساله با این بیماری لعنتی که از سرطان هم بدتره دست و پنجه نرم میکنم کل دکترای ایران رو رفتم چن بار بستری شدم بهم 8 تا شوک زدن ولی هنوز افسرده ام و نا امید و افکار خودکشی به نظرم بستگی داره چه مدل افسردگی داشته باشی من سر یه استرس خیلی شدید اینجوری شدم . در کل معلوم نیست کی خوب بشی کل راه ها رو رفتم ورزش و دارو و شوک و … ژنتیک خیلی تاثیر داره مادر منم 20 ساله همینجوریه

پونزده سالمه تو ی شهر کوچیک ومزخرف زندگی میکنم دوس دارم بازیگر شم اما حتی پول اینک برم کلاس بازیگریو ندارم!!بابامم تو کارش ب مشکل خورده خونوادمم درکم نمیکنن اصن باهاشون راحت نیستم ک بخام بگم باخودم گفتم درس بخونم برم دانشگا تهران درس بخونم شاید اونجا ی فرجی بشه اما حتی درسم نیمتونم بخونم!تازه باید رتبم خوب شه تا برم رشته تربیت معلم تا حقوق داشته باشم چون از طرف خانواده حمایت نمیشم!باید برم این رشته اما قبولیش سخته منم ک نمیتونم درس بخونم!!دوستای مزخرفمم ک هیچی اصن ادم نیسن انگار.. حزفشونم نمیتونم بکنم کل روز فقط واس خودم دیالوگای مختلف تمرین میکنم یا ناامیدم..شهرمزخرفمم حتی ی روانشناسم نداره ک بخام برم وقتی ب این فک میکنم با این شرایط مزخرف چقد ارزوهام ازم دورن حالم خراااب میشه..نمیدونم چیکار کنم سعی میکنم انرژی مثبت بدم اما باز ی شرایطی پیش میاد ک همه چی ریده میشه!!!!از زندگیم متنفرم..ن بچه پولدارم دراصل وضعیت مالیمون افتضاحه ن توی شهر بزرگ و خوبخ زندگی میکنم نه خونوادم حامین حتی درکمم نمیکنن ورزشم میرم رشته رزمی ولی فایده ای نداره دوستامم ک هیچی کلن هیچی فایده نداره (لعنت ب کسی ک هیچ عنی نداره و ارزوهای بزرگ داره)تصمیم گرفتم اینجا بنویسم تا حداقل شاید یکی مرهم شه چون حتی با نوشتن واس خودمم سبک نشدم

بعضی پزشک ها میگن bipolar هستی ولی من نه مانیا دارم نه هیپومانیا خودمم نمیدونم چرا اینجوری شدم فقط احساس نا امیدی و یاس و پوچی و خودکشی و سایر علائم افسردگی رو دارم هر مدل قرصی. رو بگیرم خوردم حتی وقتی شیشه که متاآمفتامین رو یه بار مصرف کردم هیچ تاثیری روم نداشت نه میتونم خودکشی کنم نه نمیتونم یعنی تخم خودکشی رو ندارم 6 ساله دارم باهاش میجنگم 28 سالمه کل موهای سرمو سفید کرده خدا نصیب هیچ کافری هم نکنه همچین اختلالات روانی رو کاشکی اسکیزوفرنی داشتم توهم و هذیان داشتم تا اینکه همش نا امید باشم و تو عذاب روحی در کل من به خدا هم ایمان ندارم یه آدم خدنااباور هستم و این دنیا حاصل تکامل موجوداته و این اختلالات روحی البته مثل من فک کنم تا آخر عمرم باهام باشه آخرش یا خودمو میکشم یا خوب میشم نهایتش عهد بستم تا سال 1400 یه قرص برنج میری اونور هم معلوم نیست هست یا نه ممکنه بمیریم تموم بشیم من که 7 ساله در عذابم اگه اونوری هم در کار باشه مگه اینکه خدا ناعادل باشه که اونور هم بخواد منو عذاب بده . به امید شفای تمام بیمارآن روحی مخصوصا افسردگی

بهم کمک کنید که بتونم مشکل افسردگی دستم رو حل کنم

دستم بامن یک جور رفتارهایی میکرد بخاطرافسردگیش مجبور شدم باهاش قهر کنم البته چندباره مشاور رفتم

سلام خسته نباشید من افسردگی دارم و این موضوع وحشتناکه بعضی مواقع آنقدر عصبی میشم که نزدیکه بچه هامو بکشم مثل دیوونه ها و بچه هام از ترسشون کز میکنند 😣این خیلی آزار دهنده هست

خوشبحال یکی مرد فقط تنها دلیلم ک هودمو نمیکشم خانوادمه ک میخام از فقر نجاتشون بدم ولی دیگ ب ته خط رسیدم😔

دوس داشتین فالو کنید مرسی

Alirezamousavi.official

سلام سوالم رو کجا میتونم بپرسم وپاسخ مو دریافت کنم

من سی سالمه اگه بخاطر سه تا بچه هام نبود واقعا خودمو میکشتم وخلاص کاش ادما وابستگی نداشتن

سلام، من دوسال پیش به افسردگی مبتلا شدم که روز به روز بدتر میشد، بطوریکه از جمع و محیط بیرون و دورهمی های دوستانه و فامیلی وحشت داشتم و حتی نمیتونستم سر کلاس حضور پیدا کنم و ترک تحصیل کردم، شش ماه هم تحت درمان بودم هم دارویی هم گفتار درمانی اما هیچکدوم نتیجه نداد تا زمانی ک تصمیم گرفتم خودم به خودم کمک کنم و به انتظار هیچکس نشینم، چون اطرافیان به جز زخم زبون زدن و مقصر جلوه دادن خودم و اینکه همش تلقینه هیچکاری نمیتونستن کنن، اما چند وقتی هست ک خسته شدم
از اینکه انقدر برای زندگی بجنگم تا از انزوا در بیام خسته شدم و حالا افسردگی شدیدتر از قبل داره خودشو نشون میده،
باید بگم تو رونده درمانتون نباید هیچوقت کم بیارید که تسلیم شدن شمارو به سره خط برمیگردونه!

سلام من میخوام با مشاور انلاین صحبت کنم ممنون میشم راهنمایی کنید

سلام من ی زنی ام ک ازدواج کردم ی پسر دارم خیلی خوشگلم ی پسر دو ساله دارم ازدواج نا موفقی داشتم ..در حین طلاغم با ی پسری اشنا شدم ک حس میکنم ب غیر از من با کسی در ارتباطه همش ب من خیانت میکنه خانوادش راضی ب ازدواج ما نیستن ولی خودش میخواد منو فراری بده .. من همش گریه میکنم ایقدر جوش زدم دارم دیونه میشم نمیدونم بخدا چکار کنم خسته شدم از زندگی دلم مرگ میخواد منتظرم ی فرصت پیش بیاد تنها بشم ک با گاز خودم رو خفعه کنم ..ی هفته است باشگاه ثبت نام کردم ولی دو جلسه رفتم دیگه نرفتم حسو حال هیچیو ندارم فقط دلم مرگو میخواد بچه ها واسم دعا کنید صبح ک پسرم میاد رو سرم مامان مامان میکنه دیگه مامانش زنده نباشه ک جوابشو بده 😭😭😭😭😭😭😭😭

سلام.من تو همه جای زندگیم شکست خوردم.ازدواج ،مدرک فوق لیسانس گرفتم اما با وجود تلاش زیاد هنوز کار پیدا نکردم و مجبورم با مدرک فوق کارای خیلی پایین انجام بدم که فقط از گشنگی نمیرم، خانوادم طردم کردم و کسی و ندارم باهاش حرف بزنم .بی پولی و بی کسی داره خفه ام میکنه انگار افتادم تو یه چاهی که هرچی بیشتر دست و پا میزنم بیشتر فرو میرم.بعضی شبا از شدت گریه تو تنهایی خوابم میبره. خیلی دوس دارم بمیرم و راحت شم.

تمام مشکلات افسردگی ناشی از گذشته است گذشته ی اون آدم ک بر میگرده ب خانواده و
نبود انرژی و عشق در اون خونواده
و انرژی ندادن اطرافیان ب خونواده ک باعث ناراحتی خونواده بعد افسرده شدن اون فرد

سلام.من تو همه جای زندگیم شکست خوردم.ازدواج ،مدرک فوق لیسانس گرفتم اما با وجود تلاش زیاد هنوز کار پیدا نکردم و مجبورم با مدرک فوق کارای خیلی پایین انجام بدم که فقط از گشنگی نمیرم، خانوادم طردم کردم و کسی و ندارم باهاش حرف بزنم .بی پولی و بی کسی داره خفه ام میکنه انگار افتادم تو یه چاهی که هرچی بیشتر دست و پا میزنم بیشتر فرو میرم.بعضی شبا از شدت گریه تو تنهایی خوابم میبره. خیلی دوس دارم بمیرم و راحت شم.

سلام به مردم سرزمینم
چون یه مشکل روحیه فقط تقویت روح
#دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند#
#عتاب یار پریچهره عاشقانه بکش
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند#
یا امام زمان عج

سلام دوستان. من خودم درگیر این بیماری هستم البته برای من بیشترش بخاطر بزرگ شدن تو محیط پراسترس و چر دعوا بوده که باعث شده احساس بی ارزشی و اعتماد به نفس نداشتن بکنم و در نهایت منجر به افسردگی شده که چند سالیه شدید شده .خیلی تلاش کردم واسه از بین رفتنش هر وقت سرم گرمه و در طول روز خسته میشم حالم خوبه ولی وقتی بیکار باشم و تو خونه تنها خب این احساس تنهایی و غم طبیعتا شدید میشه.جدیدا ت خونه سرم رو با کارای هنری کوئیلینگ گرم میکنم کوئیلینگ کار هنریه ک با نوار کاغذی درست میشه سرچ کنید متوجه میشد از نظرات دوستان مخصوصا سرباز اسبق خیلی لذت بردم واقعا ادم باید تو زندگی پویا باشه تلاش داشته باشه وقتی همینطوری بیحال رو مبل افتاده باشی هیچی عوض نمیشه و حالت بدتر میشه. یه کار دیگه ای میکنم پیاده رویه خیلی خوبه البته باید هر روز تکرار بشه. یه دکتری رفتم خیلی ادم مذهبی بود چند تا نکته بهم گفت ک بهتون میگم . ۱پیاده روی ۴۵ دقیقه هر روز جوری ک عرق کنم ۲هر روز یک عدد سیب ۳ یازده شب تا ۳ حتما خواب باشم یعنی این ساعت حتما خواب باشم که البته هنوز این‌ موردو موفق نشدم ۴ هر روز حمام آب سرد ۵ اگه کم خونی دارین بجای قرص آهن گوشت قرمز و جیگر بخورید و کلا اینکه نزارید یه جا بیکار باشین سریع پاشین و خودتون رو با کاری و بهش علاقه دارین مشغول کنید. ارتباط با خدا هم یادتون نره اول خودم

من ۶ ساله شاید بیشتر افسردگی دارم دبیرستان درسم خوب بود ولی به خاطر مشکلات خانوادگی و مسخره کردن هم کلاسیام درسم افت کرد چند سال پشت کنکور موندم تا یع رشته ای قبول شدم الان دباره برگشتم خونه از همیشه سر خورده ترم چون بیکار افتادم تو خونه بدتر اینکه دوستی ندارم که دختر باشه باهم بربن بیرون یا باهاش دردو دل کنم خیلی تو خونه عصبی و پرخاشگر شدم چند وقت پیش رفتم دکتر اس سیتالوپرام و والپروات سدیم۲۰۰و پروپرانول ۱۰ بهم داد که با خوردنشون حالت تهوع میگرفتم الان دباره شروع کردم چون حالم خیلی وخیمه تو خونه حبسم تو تنهایی …فقط دنبال کمکم یه راه نجات چرا کسی صدامو نمیشنوه؟؟؟

حتما به یه پزشک خوب مراجعه کن و پیگیر باش از روش شوک tms استفاده کن واسه درمانت و از روشهای روان درمانی را توی مراکز روانشناسی استفاده کن تفریح ورزش و درکنار دوستان و خانواده بودن را فراموش نکن

چند وقت پیش رفتم دکتر اس سیتالوپرام و والپروات سدیم۲۰۰و پروپرانول ۱۰ بهم داد که با خوردنشون حالت تهوع میگرفتم الان دباره شروع کردم چون حالم خیلی وخیمه تو خونه حبسم تو تنهایی …فقط دنبال کمکم یه راه نجات چرا کسی صدامو نمیشنوه؟؟؟

سلام من ۳۰سالمه یسال دچارافسردگی شدم دوران نوجوانی یه خودکشی ناموفق داشتم الانم یسال با افسردگی دست وپنجه نرم میکنم حتی خواستم خودکشی کنم بیقراری شدیدداشتم الان بیقراری کمتر شده پیاده روی روزانه دارم ولی دائم گذشته بیادم میاد استرس های شغلی که داشتم پدرمو دراوردبالای ده کار عوض کردم هر دفعه میرم دکتر دوز داروهامو کم میکنه شب ها خواب کافی دارم ولی اعتقادم بخدابخاطرمریضی و ناعدالتیش کم شده چون من زجر زیاد کشیدم مثل یه یتیم و یسر با سخت کوشی خودم کارشناسی ارشدگرفتم دوستان اگه پیشنهادی داریدایمانم قوی بشه کمک کنید قبل بیماریم بهتر بودم

اگه حضورخدابشه باورت خدا یک نقطه میزاره زیر باورت خودش میشه یاورت

س . من میدونم درد شما چیه . منم همین درد رو داشتم . میخوام ی چیزی به شما بگم که شاید از نظر شما مسخره باشه . اونم اینه که خوشبحالتون که افسرده اید و از همه چیز دنیا زده شدین . الان تازه دارین درد بی کسی رو حس میکنین . الان میفهمین که خیلی نیازمندین . اما نمیدونین چی نیاز دارین .اصلا نمی دونین این نیاز چی هست . الان بهتون میگم . دیدید علما و بزرگان دین اسلام میگن که تهدید ها رو به فرصت تبدیل کنین . الان شما میتونید این بیماری رو به یک نقط قوت برای رسیدن به بزرگترین هدف زندگیتون تبدیل کنین. یعنی به خدا برسید . الان میفهمی که چقدر به اون نیاز داری . فقط اون درد شما رو دقیقا میفهمه . فقط یک خالق میتونه ساخته خودش رو تغییر بده . توی اون تنهایی و تاریکی و گوشه گیری از دیگران و با گریه سر کردن ، یکی هست که تمام مشکلاتتون رو میشنوه . تمام فکر و ذهنتون دستشه . خب با اون درد و دل کنین . خب از راه های که اون گفته برید .این همه قرص و دارو و دوا درمون کردید چیزی نشد . بیا این راهی رو که گفته برید . تازه شما به اون نزدیک ترید . چون به هیچ این دنیا دلخوش نیستین . بودنش رو بیشتر احساس میکنید . بیشتر خدا بودن و عظمت و مهربانی اون رو درک میکنین . این جور شما به اون راحت تر میرسین . فهمیدی یا نه . شما میدونین که این دنیا هیچی توش نیست . پس سعی کنین اون دنیا تون رو آباد کنین که البته به طور نا خوآگاه این دنیاتون پر از شادی میشه . ببینید . هرکی هرچی تا حالا گفته رو فراموش کنین . سیمت رو به فیوز اصلی وصل کن . ارتباطت با خدا رو قوی کن . با نماز خوندنت ، با قران خوندنت ، با مسجد رفتنت ، با برای خدا کار کردنت . خلاصه با خدایی کردن زندگیت‌ با خدا رفیق شو ‌. از همین الان شروع کن به درد و دل کردن باهاش ، اگه احساسش نکردی اگه حسی رو که بهت دست میده دوست نداشتی یه فحش نصارمان کن . از خوندن کتابهای دینی هم دریغ نکنین . نه کتابهای چرت و پرت . از کتابهایی مثل سیر شهید مطهری و امثالهم . حتما هم شروع به خواندن قران از اول بکنین . البته معنی ان را بخونین. آن موقع تاثیرش رو بر روی خودتون میبینید . پس بیاید از این فرصت به خوبی استفاده کنیم. حالا بیاید ی بار باهم اینو بگیم .(خدایا شکرت! ممنونیم که این بیماری را سر راهمان قرار دادی . از آن برای رسیدن به تو استفاده میکنیم . ) و البته ی با دیگه با هم میگیم که خوشبحالمون . خب با همین انگیزه برو این بیماری رو زمین بزن و حتی ازش جلو بزن . با انگیزه رسیدن به خدا و چیزهایی که فراتر از جهان مادی اند . راستی فراموش نکن که این بیماری از طرف خدا برایمان یک نعمت است . پس بیایید از ان در برابر خودش استفاده کنیم . شاد و پیروز باشید . اگه خوب و بود و به دردتون خورد ی صلوات نصارم کن . دستت طلا

افسردگی مقاوم ممکنه به تی ام اس جواب بده، امتحان کنید، انگار کمتر کسی ازش خبر داره، TMS حتما اگر میتونید هزینش رو بدید امتحان کنید
مضاف بر اینکه کم نیستن دکترای خوب روانپزشک و روانشناس
درمانتونو با دکتر روانپزشک ادامه بدید، هر قرصی بهتون بعد از دو هفته نساخت حتما در جریانش قرار بدید تا عوض کنه یا دوزشو تغییر بده
به تغذیه و طب سنتی هم توجه کنید، بیماری ها و تغذیه علت مستقیم دارند، مثلا سودا و بلغم افسردگی میاره و افسردگی سودا و بلغم
طی پروسه درمان بیماری های روحی خودآگاهی ما بالا میزه، چیزی که به علت نداشتنش گیر میکنیم تو بیماری روحی و درمانش سخت میشه
تاثیر اعتقاد به خدا رو نمیشه نادیده گرفت
دنیا، عالم عدالت نیست که انتظار صرف خوب و خوشب داشته باشیم، دنیای امتحانه
این سایت هم مقاله آموزنده داره و مشاوره غیر رایگان، پس انتظار نداشته باشید ادمین یا مسئولی تخصصی جواب بده
امیدوارم همه ما طعم رضایتمندی رو زیاد بچشیم، از افسرده و غیر افسرده، از بهبود یافته تا درگیر بیماری

من عاشق یک دختری هستم که عاشقم نیست ازش خیلی دورم یعنی او ده دیگه کشور و منم ایرانم یک راه حل بگین بهم

سلام من جانباز و آزاده هستم و چند وقتی بطوری افسردگیم زیاد شده که دوست دارم از خواب بیدار نشم و بسیار فکر میکنم سر کوچکترین موضوعی سوزنم گیر می‌کنه و فکرم درگیر میشه و علت تمام مشکلات رو محدودیت های کشور میدونم سربسته بگم انسانها نیازاسون با هم فرق می‌کنه

سلام من اسیر جنگی بودم و چند وقتی بطوری افسردگیم زیاد شده که دوست دارم از خواب بیدار نشم و بسیار فکر میکنم سر کوچکترین موضوعی سوزنم گیر می‌کنه و فکرم درگیر میشه و علت تمام مشکلات رو محدودیت های کشور میدونم سربسته بگم انسانها نیازاسون با هم فرق می‌کنه

من که بار اول وارد این سایت شدم چی میگی نظر تکراری ما افسرده ایم تو قاطی کردی

به خدا نزدیک شوید این یک پیغام از سمت خداست

سلام بدون تعارف وکنایه بنده همدرد شما هستم درایران ومشکلات تحریم وبی پولی کم درامدداشتن وانگیزه کم بسیارزیادشده درافراد وسنین مختلف به نظربنده یک کلینیک رهایی ازافسردگی درایران وتمام مناطق رایج بشه چون کمتراز اعتیاددرکشورنیست ان کلینیک دار برای نجات زندگی مردم درصورتی که افسردگی هم رهایی ازان نجات بزرگتریست!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.