Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!

افسردگی در مردان : چرا افسردگی مردان معمولا ناشناخته می‌ماند؟

در حالیکه افسردگی بالینی معمولا به عنوان یک بیماری زنانه در اذهان عمومی شناخته شده است، مردان بسیاری از این اختلال رنج می‌برند. از آن‌جایی متاسفانه تصویر ماندگاری از افسردگی زنانه در ذهن ما به جا مانده است موجب می‌شود که مردان مبتلا به افسردگی به درستی شناسایی و درمان نشوند. افسردگی در مردان ممکن علائم متفاوتی نسبت به زنان داشته باشد و یا به عبارت درست‌تر علائم تا حدودی در هر دو جنس یکسان است اما مردان به گونه‌ای متفاوت این افسردگی را بروز می‌دهند.

در واقع افسردگی هر دو جنس را، چه مذکر و چه مونث، تحت تاثیر قرار می‌دهد و در روابط و زندگی روزمره‌ی آن‌ها به گونه‌ای خلل ایجاد می‌کند. از علائم رایج این اختلال می‌توان به از دست دادن علاقه نسبت به کارهای روزمره، خستگی، تغییر در اشتها، اختلال در خواب و بی حسی اشاره کرد. در زنان افسردگی بیشتر احتمال دارد که موجب احساس غم و بی‌ارزشی شود. از سوی دیگر، افسردگی در مردان ممکن است بیشتر موجب گوشه گیر شدن آن‌ها و یا تحریک‌پذیری و رفتار خشونت‌آمیز و تهاجمی شود.

 

چرا افسردگی در مردان معمولا ناشناخته می‌ماند؟

دلایل متعددی وجود دارد که چرا علائم افسردگی در مردان معمولا تشخیص داده نمی‌شود. برای مثال مردان اغلب تمایل دارند که مشکلات خود را تکذیب کنند زیرا که می‌خواهند قوی باشند و کاریزمای خود را حفظ کنند. معمولا در اغلب فرهنگ‌ها ابراز احساسات یک ویژگی زنانه به شمار می‌آید. در نتیجه مردان مبتلا به افسردگی ترجیح می‌دهند بیشتر درباره‌ی علائم فیزیکی افسردگی خود همچون خستگی صحبت کنند تا علائمی که مربوط به احساسات آن‌ها می‌شود.

 

آیا افسردگی در مردان بر روی میل و عملکرد جنسی آن‌ها نیز تاثیر می‌گذارد؟

جواب این سوال مثبت است و افسردگی تاثیر زیادی بر روی کاهش میل و عملکرد جنسی مردان دارد. متاسفانه برخی داروهای ضداسترس و داروهای مرتبط با افسردگی نیز چنین تاثیری بر روی بدن دارند. اما مردان معمولا علاقه‌ای به صحبت درباره‌ی این مشکلات جنسی خود ندارند. بسیاری به اشتباه فکر می‌کنند که این مشکلی است که مربوط به مردانگی آن‌هاست در حالیکه به علت بروز یک شرایط پزشکی همچون افسردگی بالینی رخ داده است.

 

علائم قابل تشخیص افسردگی در مردان :

همانطور که قبلا گفتیم بسیار احتمال آن کم است که مردان علائم رایج افسردگی را از خود بروز دهند. افسردگی در مردان ممکن است موجب شود که آن‌ها احساسات خود را پنهان کنند. به جای بیان و نشان دادن خلق و خوی افسرده آن‌ها ممکن است بیشتر تحریک‌پذیر و پرخاشگر باشند.

به همین دلیل بسیاری از مردان و همچنین پزشکان و دیگر متخصصان ممکن است نتوانند ابتلا به این بیماری را تشخیص دهند.

 

اگر افسردگی در مردان درمان نشود چه عوارضی در پی خواهد داشت؟

افسردگی در مردان می‌تواند پیامدهای ویرانگری در پی داشته باشد. CDC گزارش می‌دهد که در ایالات متحده مردان ۳ تا ۴ برابر بیشتر از زنان دست به خودکشی می‌زنند. در واقع ۷۵ تا ۸۰ درصد افرادی که دست به خودکشی می‌زنند مردان هستند. اگرچه ممکن است زنان بیشتر حرف از خودکشی بزنند و یا اقداماتی نیز بکنند اما معمولا از این خودکشی‌ها زنان جان سالم به در می‌برند اما مردان کاملا به زندگی خود پایان می‌بخشند. البته این ممکن است به این دلیل باشد که مردان معمولا از روش‌های کشنده‌تر و خشونت‌آمیزتر برای خودکشی استفاده می‌کنند. برای مثال مردان ممکن است از تفنگ برای کشتن خود استفاده کنند تا اینکه با خوردن بیش از اندازه‌ی برخی قرص‌ها دست به خودکشی بزنند.

 

چرا پذیرش افسردگی در مردان سخت است؟

شناخته‌ی نحوه‌ی رفتار مردان در جامعه‌ی ما تاثیر ویژه‌ای در شناسایی و درمان افسردگی در آن‌ها دارد. گاهی افسردگی در مردان ممکن است ردی از انتظارات فرهنگی در خود داشته باشد. برای مثال از مردان انتظار می‌رود که موفق باشند و یا آن‌ها باید احساسات خود را کنترل کنند. در واقع آن‌ها اکثر اوقات در کنترل جامعه و فرهنگ‌های جامعه هستند. اینگونه انتظارات فرهنگی می‌تواند برخی از علائم واقعی افسردگی را پنهان کند. در عوض مردان ممکن است در چنین شرایطی خشونت خود را ابراز کنند، رفتاری که بیشتر از سوی جامعه از یک مرد انتظار می‌رود!

 

آیا افسردگی در مردان شرم‌آور است؟

مردان معمولا به سختی با لکه‌ی ننک افسردگی کنار می‌آیند. آن‌ها بیشتر احتمال دارد که علائم خود را با نوشیدن الکل، سوء مصرف مواد مخدر و یا انجام رفتارهایی خطرناک بپوشانند. بسیاری از مردان از صحبت کردن درباره‌ی احساس افسردگی به خانواده و نزدیکان خود اجتناب می‌کنند.

 

آیا افسردگی در مردان مسن نیز رایج است؟

اگرچه افسردگی بخش معمولی از پیری نیست. مردان مسن ممکن است در شرایط فیزیکی سخت و استرس‌زایی قرار بگیرند که منجر به افسردگی در آن‌ها شود. برای مثال ابتلا به بیماری‌های سخت همچون سرطان، بیماری قلبی و یا سکته‌ی مغزی از جمله شرایطی هستند که ممکن است فرد ابتلا در این شرایط احساس افسردگی را تجربه کند. از طرفی بازنشستگی برای بسیاری از مردان دشوار است زیرا که آن‌‌ها هیچ روش و برنامه‌ی دیگری برای دنبال کردن ندارد و به زندگی بی‌هدفی می‌رسند و از طرفی احساس عزت نفس خود را از دست می‌دهند.. گاهی اوقات نیز وارد شدن خسارت‌هایی جبران ناپذیر همچون از دست دادن بستگان یا همسر و یا زیان‌های مالی ممکن است منجر به افسردگی در آن‌ها شود. علاوه بر این مصرف برخی از داروها در دوران پیری نیز عوارضی دارد که ممکن است منجر به افسردگی شوند.

افسردگی در مردان مسن
افسردگی در مردان مسن نیز بسته به شرایطی که در آن قرار دارند ممکن است اتفاق بیفتد.

افسردگی در مردان چگونه درمان می‌شود؟

بیش از ۸۰ درصد افسردگی‌ها چه در مردان و چه در زنان با داروهای صدافسردگی، روان‌درمانی و یا ترکیبی از این دو روش قابل درمان هستند. مراجعه به یک روانشناس متخصص می‌تواند روند درمان را تسریع داده و بیمار به صورت کامل درمان شود.

یه خبر خوب

فول فکر امکان استفاده از مشاوره روانشناسی بصورت آنلاین و با استفاده از روانشناسان باتجربه فراهم کرده. شما می توانید از طریق گفتگوی متنی و صوتی با مشاوران ارتباط برقرار نمایید.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

مشاوره روانشناسی

دوست داشتم: 11
دوست نداشتم: 5
میانگین امتیازات: 2.2

2 دیدگاه در “افسردگی در مردان : چرا افسردگی مردان معمولا ناشناخته می‌ماند؟

من حدود 9 سال هست افسرده ام
به دلایلی هم ازش در نمیام.
اینجوری همش تو تاریکی اتاقم حبس میشم و عاشق تاریکی هستم از نور متنفرم .
دلم نمیخاد مثلا برم بیرون رفیق پیدا کنم تا بعد جدایی و دوری بخام دلتنگیشو بکشم .
الانشم کم نیست درد دلتنگی دارم .
چون که آدم با هوش بالایی هستم نا خود آگاهمو کنترل میکنم خودکشی نکنم . شایدم برعکسه !
داغونترین آهنگ ها رو گوش میدم . خودم بعضیا ریمیکس میکنم داغونترش میکنم گوش میدم .
همش به شکل کاملا ناشناس تو چت هستم . همه وقت گزرونیام میشینم پشت کامپیوتر و حوصله کار بدرد بخور ندارم .
البته این وضع حالو روزم خیلی فشار آور هست و باعث شد از 18 سالگیم که افسردگیم به حالت شدید در اومد
رشت کندی داشته باشم و لاغر هستم .
من خیلی احساساتی و دل نازک هستم .
به فکر همه دنیا هستم . کشته شدن بچه های بیگناه تو جنگ ها و این چیزا میره تو مغزم موندگار میشه .
من دنیا رو شناختم . جای مزخرفی هست . دلیلی نمیبینم برا زندگی تلاش کنم .
من عاشق بچه هستم اما بعد مردنم همه چی تموم میشه . پرونده من کلا بسته میشه .
البته خیلی هم قوی هستم . گریه کردنام نصف بعدی سالهای افسردگیم بودن .
اما جدیدا دیگه گریم هم سخت میاد . فشار زیادی رو متحمل میشم .از قبل شدیدتر ضغیف شده بدنم .
فکر کنم دیگه بیشتر از 2 3 سال دووم نیارم و همه چی از کنترل در بیاد .
هیچکس نمیدونه من تا این حد داغونم .
تا حالا هیچ جا نگفتم . خیلی شدید ظاهر خوشحالی دارم . شوخ مهربون و همه انرژی مثبتی که داشته باشمو برا بقیه هدیه میکنم .
کمکی از هیچکس نمیخام . من تنهام و خیلی دوسش دارم . خیلی راحتم .
الان 27 سالمه .همیشه هم بد شانس هستم . همیشه دلم میخاد همه چی خوب بشه ولی دوبرابرش مانع میاد تو مغزم که خواسته ای خیلی چرندو مزخرفیه .
دلم میخواست دنیا وضعش خوب بود . همه مهربون بودن . حق نا حق نمیشد . هیچ بچه ای به خاطر چیزای ساده جونشو از دست نمیداد .
مردم با غیرت بودن . الان همه چی شده پول . فکر میکنم زندگی من به خاطر پول خراب شده .
اینا رو به خاطر خودم ننوشتم و مشخصاتمو هم نمیدم . هیچ راهنمایی ای هم نمیخام ممنون .
دنیا خیلی داغونه . امیدی ندارم به هیچ چیز و هیچ کس . دیگه هیچی درست نمیشه .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.