Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!
ثبت نام در طرح درمانی جامع مشاوره
اختلال چند شخصیتی

رزرو وقت مشاوره حضوری

اختلال چند شخصیتی : آیا انسان‌های چندشخصیتی افسانه‌اند یا واقعیت دارند؟

اختلال چند شخصیتی از بیماری‌های روانی شایع به شمار می‌آید که با وجود اینکه اکثر روانشناسان به آن ایمان دارند، تحقیقات شک و شبهه‌هایی در اینباره به همراه داشته است. این اختلال هم‌اکنون با نام اختلال هویت گسستی در روانشناسی استفاده می‌شود، چرا که در ابتدا مردم بر این عقیده بودند که افراد مبتلا به اختلال چندشخصیتی واقعا چند شخصیت مستقل دارند، در حالیکه اینگونه نیست و در هویت اصلی فرد گسست‌هایی اتفاق می‌افتد.

در سریال آمریکایی  “ایالات متحده‌ی تارا” ، تونی کالت که در نقش تارا گرگسون نقش‌آفرینی می‌کرد، به عنوان یک مادر کانزاسی که دچار اختلال چند شخصیتی و یا اختلال هویت گسستی (DID) بود. وی به صورت ناباورانه‌ای بین شخصیت‌های مختلفش تغییر می‌کرد و بر روی هیچ یک از شخصیت‌ها کنترل نداشت. گاه به شکل یک دختر نوجوان رفتار می‌کرد، گاه به شکل زن سنتی خانه‌دار دهه‌ی پنجاه و گاه همچون یک جنگجوی سرکش جنگ ویتنام بود.

اختلال چند شخصیتی
اختلال چند شخصیتی در سریال تلویزیونی “ایالات متحده‌ی تارا”

فیلم‌های بسیاری همچون “سه چهره‌ی حوا (1957)” ، “من، خودم و ایرنه (2000) ” و باشگاه مشت زنی (1999) دارای نقش‌هایی بودند که آن نقش‌ها بیش از یک شخصیت داشتند. برخی از فیلم‌ها حتی اختلال چند شخصیتی را با اختلال اسکیزوفرنی اشتباه می‌گیرند، همچون فیلم “زندگی با اسکیزوفرنی” .

 

فیلم سه چهره‌ی حوا
فیلم سه چهره‌ی حوا- 1957

 

اختلال چند شخصیتی در فیلم من، خودم و ایرنه
اختلال چند شخصیتی در فیلم من، خودم و ایرنه

 

اختلال چند شخصیتی
فیلم باشگاه مشت‌زنی که نقش اصلی آن مبتلا به اختلال چند شخصیتی بود

 

در حالیکه نسخه‌ی چهارم کتابچه‌ی راهنمای تشخیصی انجمن روانپزشکی آمریکا که در سال 2000 منتشر شده است، مشخصه‌ی اصلی این اختلال را حضور دو یا چند شخصیت مجزا و یا حالت شخصیتی متفاوت، تعریف کرده است. با این حال به رغم ظاهر عمومی و حرفه‌ای این اختلال، تحقیقات بر روی این نظریه، شک و شبهه‌هایی به همراه داشته است.

تفاوت‌های چشمگیر میان خرده شخصیت‌ها

بسیاری از شواهد از این ایده حمایت می‌کنند که اختلال چند شخصیتی صرفا یک مساله جعلی نیست و بسیاری از افراد با این شرایط متقاعد شده‌اند آ‌ن‌ها یک یا چند خرده شخصیت دارند. اگرچه تعدادی از بیماران دچار اختلال چند شخصیتی تنها یک خرده شخصیت (به اصطلاح شخصیت تقسیم شده) داشته‌اند، بیشتر گزارش‌ها چندین شخصیت را گزارش کرده‌اند. در یک نظرسنجی که در سال 1989 توسط روانپزشک کالین راس صورت گرفت، او میانگین تعداد خرده شخصیت‌ها را 16 گزارش کرد. جالب است بدانید که این تعداد خرده شخصیت ظاهرا متعلق به شریلی آردل میسون بوده، زنی که با اسم Sybil در پرفروش‌ترین کتاب سال 1973 نقش داشت و دو فیلم بر اساس این کتاب ساخته شده است که محتوای آن اختلال چند شخصیتی است. ( شواهد بعدی نشان داد که درمانگر اول او، او را تشویق کرده بود که شخصیت‌های بیشتری از خود نشان دهد، تا مردم را تحت تاثیر قرار دهد.)

در موارد نادری تعداد خرده شخصیت‌ها ممکن است به صدها یا هزاران تا برسد.

اختلال چند شخصیتی
اختلال چند شخصیتی

 

تفاوت میان این خرده شخصیت‌ها ممکن است چیز بسیار عجیبی نباشد. چرا که خرده شخصیت‌ها در درون همان بیمار ممکن است بسته به سن, نژاد و گونه‌ی آن فرد متفاوت باشد. حتی میان خرده شخصیت‌های افراد، اسب تک شاخ، ستاره‌ی دنباله‌دار، عروس شیطان، خدا و …. نیز گزارش شده است. یعنی نه تنها فرد در این اختلال ممکن است خود را شخصیت دیگری فرض کند بلکه ممکن است از گونه‌ی انسانی نیز خارج شود.

علاوه بر این برخی متخصصان ادعا می‌کنند که دگر خرده شخصیت‌ها را می‌توان با ویژگی‌های عینی، از جمله دست خط‌های مجزا، نسخه‌های عینک متفاوت و آلرژی‌های مختلف شناسایی کرد. طرفداران فرضیه‌ی شخصیت‌های چندگانه مطالعات کنترل شده ای نیز در بین خرده شخصیت‌ها انجام داده‌اند، که نشان می‌دهد ممکن است در میزان تنفس، الگوهای مغز و میزان رسانایی پوست تفاوت‌هایی باشد.

حال سوال این است که اگر فردی که می‌تواند بیش از یک شخصیت داشته باشد، آیا پیامدهای قانونی و درمانی خواهد داشت؟ پاسخ به این سوال اغلب به این صورت است که اگر او از اختلال خود ناآگاه بوده است، و مرتکب جرمی شود، بی‌گناه خوانده خواهد شد. حتی برخی از قاضیان به طور جداگانه از دگر هویت ها می‌خواهد که سوگند بخورند.

در درمان این بیماران بسیاری از درمان‌گران تلاش می‌کنند تا آن‌ها را از طریق ادغام شخصیت‌های گسسته‌شان به یک کل منسجم تبدیل کنند. در انجام این کار ممکن است آن‌ها به بیماران کمک کنند که در یک “شخصیت مجری” ادغام شوند و از این طریق خطوط ارتباطی میان خرده شخصیت‌ها ایجاد کنند. در اغلب موارد هم این شخصیت مجری، همان شخصیت اصلی خود فرد است. روانپزشکی به نام فرانک پوتنم بیان می‌کند که استفاده از دفترچه‌ها و تابلوهای مخصوص برای اختلال چندشخصیتی می‌تواند کمک کننده باشد. به این شکل که از آن‌ها می‌خواهد یادداشتی برای خرده شخصیت دیگر خود بگذارند.

گذاشتن قطعات پازل دگرهویت‌ها در کنار یکدیگر

با وجود چنین شیوههایی، شواهد متقاعد کننده‌ای برای شخصیت‌های همجنسگرا در افراد وجود دارد. تمایز گزارش شده در میان خرده شخصیت‌ها عمدتا غیرمنتظره، غیرقابل تایید و دشوار است. به عنوان مثال، دست خط و صدای افراد بدون داشتن اختلال چند شخصیتی در طول دوره‌های کوتاه، به ویژه پس از تغییر خلق و خوی، ممکن است متفاوت باشد. طبق نظر روانشناسان دانشگاه آریزونا، تفاوت‌هایی که در واکنش‌های فیزیولوژیکی، مانند امواج مغزی یا هدایت پوست می‌تواند به تفاوت‌های خلقی یا افکار فرد در طول زمان مربوط باشد. افراد مبتلا به این اختلال مطمئنا تغییرات روانشناختی چشمگیری را در شرایط مختلف تجربه می‌کنند، بنابراین اگر فیزیولوژی آن‌ها تغییر نکند، جای تعجب خواهد داشت.

اگر خرده شخصیت‌ها دارای شخصیت کاملا مجزایی باشند، باید حافظه‌ی آن‌ها برای خرده شخصیت‌های دیگر غیرقابل دسترس نباشد. با این تعدادی از روانشناسان در سال 2001 گزارش کرده‌اند که اگرچه تست‌های مستقیم آن‌ها نشان از این اختلافات در حافظه می‌داد، اما تست‌های زیرکانه و غیرمستقیم که با حساسیت بالاتری انجام شدند، نشان می‌داد که خرده شخصیت‌ها وجود مجزایی ندارند و به حافظه‌ی یکسانی دسترسی دارند.

اگر خرده شخصیت‌ها شخصیت‌های مجزایی نیستند پس چه هستند. یک نکته: افرادی که مبتلا به اختلال چند شخصیتی هستند اغلب با معیارهای تشخیصی برای اختلال شخصیت مرزی، اختلال دوقطبی و سایر شرایطی که نشان‌دهنده‌ی بی‌ثباتی هستند، همخوانی دارند. در واقع تحقیقات نشان داده‌اند که 35 و 71 درصد بیماران مبتلا به اختلال چند شخصیتی دارای اختلال شخصیت مرزی نیز هستند. بدیهی است که هنگامی که افرادی که دارای رفتار خودمحور، روابط ناپایدار و ناخودآگاه هستند، علت رفتار خود را از درمانگران جویا شوند و آنها در پاسخ بگویند که ” ممکن است بخشی از شما بخشی دیگر را آگاه نکند که شما چه حسی دارید و چه می‌کنید” ، او خواهد پذیرفت که ذهنش دارای چندین خرده شخصیت است.

داده‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از درمانگران از هیپنوتیزم برای درمان این اختلال استفاده می‌کنند، که ممکن است این افراد را در تشخیص رویا و واقعیت دچار مشکل کند.

درمانگران در این راستا به این شکل می‌توانند به فرد کمک کنند که از تکنیک‌های برای برقراری ارتباط میان خرده شخصیت‌ها استفاده کنند و آن‌ها را به این باور برسانند که این افکار و احساسات مختلف آن‌هاست در یک شخصیت یکسان. تا فرد به درکی واقعی تر از خود دست یابد و در راستای بهبود گام بردارد.

یه خبر خوب

فول فکر امکان استفاده از مشاوره روانشناسی بصورت آنلاین و با استفاده از روانشناسان باتجربه فراهم کرده. شما می توانید از طریق گفتگوی متنی و صوتی با مشاوران ارتباط برقرار نمایید.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

مشاوره روانشناسی

دوست داشتم: 139
دوست نداشتم: 55
میانگین امتیازات: 2.53

9 دیدگاه در “اختلال چند شخصیتی : آیا انسان‌های چندشخصیتی افسانه‌اند یا واقعیت دارند؟

علاقه شدیدی به کسانی دارم و فقط میخوام محبت کنم ولی بلافاصله بعد از یه اتفاقی که باب میلم نیست کلا میشم یک شخص دیگه و احساس میکنم که اون لحظه تنها چیزی که میخوام اینه که مخاطبمو به بدترین حالت شنیداری زجر بدم تا از وجودیتش متنفر بشه . بعد از مدتی متوجه میشم که اصلا اون حرفا رو من نزدم و نمیدونم دقیقا چرا باید همچین کاری میکردم و تنها چیزی که یادم میمونه اینه که اون لحظه میخواستم اون کارو انجام بدم و حس خوبی بهم میداده. اینکه من دیوانه باشم رو قبول ندارم چون میدونم نیستم ولی قطعا باید یه مشکلی باشه و من اونو نمیتونم پیدا کنم و بنظرم هرکسی که بهش بدی کردم حقش بوده چون خوبی رو از من قبول نکردن و برعکس بدی هم کردن. برای همین لذت میبرم از زجر دادن کسی که منو با نفرت پر میکنه.

سلام میشه لطفا بیشتر توضیح بدید ایا از رفتار بدتون پشیمون میشید بعد چرا دوباره انجام میدید؟ ایا میخوایید برگردید و درستش کنید؟ ایا شده کسی را با صحبتی امیدوار کنید بعد خیلی راحت از حرفتون بگذرید و بگید پشیمون شدم ؟

من یه همچین شخصیتی تو زندگیم هست و واقعا داره منو عذاب میده هیچ راه فراری ازش ندارم کمکم کنید چه جور میتونم غیر مستقیم کمکش کنم آیا راه درمانی هست ؟

ادمیم که در عرض دو دقیقه بیخودی یهو وقتی شادم گریم میگیره کسایی که دوسشون دارم بعد یه مدت از چشمم میوفتن حتی پدرومادرم بعدش خود به خود ناراحت میشمو عصبانیتمو با خود زنی و شکستن وسایل خالی میکنم فک کنم منم یه چند شخصیتم

من در عرض چند ثانیه بیخودی بدون دلیل عصبانی میشم و خودزنی میکنم یا وسایلو میگویم به دیوار بعضی موقع ها اینقدر از مامان بابام
من بدم میاد که می‌خوام بکشمشون خود به خود میخندم بعد وسط خنده گریه میکنم بعدش نمی‌دونم چی میشه که وقتی حالم خوبه بیخودی به گریه میوفتم یا بی دلیل ناراحت میشم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.